مدیریت ورزشی، بازاریابی
ارغوان حسن زاده؛ حبیب هنری؛ محسن باقریان فرح آبادی؛ علی محمد صفانیا؛ صالح رفیعی
چکیده
هدف این پژوهش ارائه یک مدل ساختاری-تفسیری برای کاربرد بازاریابی اجتماعی در ترویج سواد بدنی کودکان بود. این پژوهش از نظر ماهیت، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. مشارکتکنندگان این پژوهش را در هر دو بخش اساتید، مربیان و مدیران متخصص در حوزه بازاریابی اجتماعی و ...
بیشتر
هدف این پژوهش ارائه یک مدل ساختاری-تفسیری برای کاربرد بازاریابی اجتماعی در ترویج سواد بدنی کودکان بود. این پژوهش از نظر ماهیت، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. مشارکتکنندگان این پژوهش را در هر دو بخش اساتید، مربیان و مدیران متخصص در حوزه بازاریابی اجتماعی و سواد بدنی تشکیل میدادند. انتخاب این افراد به صورت هدفمند بود و برحسب اشباع نظری 18 نفر انتخاب شدند. در بخش کیفی روایی و پایایی از طریق معیارهای چهارگانه گوبا و لینکلن (1985) تأیید شد. در بخش کمی، روایی محتوایی از طریق انتخاب هدفمند خبرگان و پایایی از طریق اجماع نظرات (بر اساس مد) تضمین گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل مضمون، مدلسازی ساختاری-تفسیری و تحلیل میکمک استفاده گردید. یافتهها نشان داد که عوامل شناساییشده در یک مدل پنج سطحی طبقهبندی میشوند. در پایینترین سطوح (سطح 5) پیشرانها و چالشهای محیطی و (سطح 4) قابلیت نهادی و همکاری بین سازمانی قرار گرفتند. در سطح میانی (محرکهای بازاریابی)، (سطح 3) آمیخته بازاریابی اجتماعی و اثربخشی فرایندها شناسایی شدند. در سطوح بالاتر (سطح 2) فرصتها و محیطهای ورزشی و تحول در سازوکارها و در سطح نهایی (سطح 1) ارتقا سواد بدنی، رشد فراگیر مشارکت ورزشی و کارکردهای آنها قرار گرفتند. این نتایج نشان میدهد که بکارگیری بازاریابی اجتماعی یک فرایند محوری، چندسطحی و وابسته به بسترهای محیطی و نهادی است. این مدل، نقشه راهبردی جامعی برای سیاستگذاران و مجریان حوزه ورزش کودکان ارائه میدهد.