مدیریت ورزشی، بازاریابی
مجید سلیمانی؛ علی ترکمن
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی پذیرش و ارزش راهبردی ارتباطات بازاریابی رسانههای اجتماعی در باشگاههای والیبال ایران در قالب یک مطالعه موردی چندگانه انجام شد. این مطالعه از نظر رویکرد، کیفی، از حیث هدف، اکتشافی و بر پارادایم تفسیرگرایی استوار بود. راهبرد پژوهش، مطالعه موردی چندگانه بود و دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۴ ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی پذیرش و ارزش راهبردی ارتباطات بازاریابی رسانههای اجتماعی در باشگاههای والیبال ایران در قالب یک مطالعه موردی چندگانه انجام شد. این مطالعه از نظر رویکرد، کیفی، از حیث هدف، اکتشافی و بر پارادایم تفسیرگرایی استوار بود. راهبرد پژوهش، مطالعه موردی چندگانه بود و دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۴ مطلع کلیدی از ۱۴ باشگاه والیبال ایران گردآوری شد؛ این مشارکتکنندگان شامل مدیران اجرایی، مدیران و کارشناسان بازاریابی، مسئولان رسانه و روابطعمومی، ادمینهای رسمی صفحات مجازی و مشاور ارتباطات دیجیتال بودند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و با استراتژی تنوع حداکثری انجام گرفت و تحلیل دادهها با رویکرد تحلیل محتوای کیفی استقرایی صورت پذیرفت. اعتمادپذیری یافتهها با معیارهای اعتبارپذیری، انتقالپذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری تضمین گردید. یافتهها نشان داد که اینستاگرام هسته اصلی ارتباطات دیجیتال باشگاههای والیبال ایران را تشکیل میدهد و در کنار آن، پیامرسانهایی مانند واتساپ و تلگرام نقش مکمل دارند. همچنین، پذیرش ارتباطات بازاریابی در رسانههای اجتماعی در قالب 11 مضمون اصلی شامل ارتقای آگاهی و اعتبار برند، مدیریت سرمایه اجتماعی، چابکی در اطلاعرسانی، توسعه ظرفیت جذب حامی مالی، جذب استعدادها، مزیت هزینهای، تعامل دیجیتال، بازاریابی رویداد، یادگیری بازار، برندسازی روایی و تجاریسازی قابل تبیین است. این نتیجه نشان میدهد که ارزش استراتژیک رسانههای اجتماعی در باشگاههای والیبال ایران ماهیتی چندلایه و ظرفیتمحور دارد و از سطح کارکردهای عملیاتی فراتر رفته و به ابزاری برای برندسازی، تعامل با هواداران و توسعه فرصتهای تجاری تبدیل شده است.
مدیریت ورزشی، بازاریابی
مجید سلیمانی؛ وحید خداکریمیان
چکیده
این پژوهش با هدف ارائه الگوی پیشایندها و پیامدهای مدیریت کیفیت رابطه هوادار–باشگاه در بستر لیگ برتر فوتبال ایران انجام شد. روش تحقیق کیفی اکتشافی و راهبرد آن تحلیل مضمون بود. جامعه پژوهش را خبرگان و مطلعان کلیدی حوزه فوتبال حرفهای (مدیران و معاونان باشگاهها، مسئولان ارتباط با هوادار، متخصصان بازاریابی ورزشی و اعضای هیئتعلمی) ...
بیشتر
این پژوهش با هدف ارائه الگوی پیشایندها و پیامدهای مدیریت کیفیت رابطه هوادار–باشگاه در بستر لیگ برتر فوتبال ایران انجام شد. روش تحقیق کیفی اکتشافی و راهبرد آن تحلیل مضمون بود. جامعه پژوهش را خبرگان و مطلعان کلیدی حوزه فوتبال حرفهای (مدیران و معاونان باشگاهها، مسئولان ارتباط با هوادار، متخصصان بازاریابی ورزشی و اعضای هیئتعلمی) تشکیل دادند که با نمونهگیری هدفمند و سپس گلولهبرفی انتخاب شدند؛ حجم نمونه بر اساس اشباع نظری 17 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته بود. برای اطمینان از روایی و پایایی/اعتمادپذیری از معیارهای اعتبارپذیری، انتقالپذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری استفاده شد. تحلیل مضمون بر مبنای الگوی ششمرحلهای براون و کلارک (2006) انجام شد. یافتهها به استخراج 76 مضمون پایه، 16 مضمون سازماندهنده و 3 مضمون فراگیر پیشایندهای کیفیت رابطه (تاکتیکهای ساختاری–مدیریتی، حکمرانی ارتباطی و رسانهای، سازوکار مشارکت و صدای هوادار، تاکتیکهای اجتماعی–عاطفی، تجربه هواداری و کیفیت تماس، تاکتیکهای اقتصادی–مشوقی، عدالت و اصالت در منافع)، فرآیند کیفیت رابطه (اعتماد نهادی، اعتبار و قابلیت اتکای باشگاه، تعهد عاطفی، تعهد تداومی و هنجاری، صمیمیت و یگانگی، همهویتی و همآفرینی معنا) و پیامدهای کیفیت رابطه (وفاداری رفتاری، رفتار شهروندی هواداری، تابآوری و ارزشآفرینی پایدار) منجر شد. این نتیجه نشان میدهد کیفیت رابطه در فوتبال ایران فرایندی چندلایه و حکمرانیمحور است که از مسیر اعتماد، اتکاپذیری و همهویتی به پیامدهای اقتصادی–اجتماعی پایدار میرسد؛ بنابراین پیشنهاد میشود باشگاهها با نهادینهسازی شفافیت، پاسخگویی، مشارکت واقعی هوادار، استانداردسازی تجربه روز مسابقه و پایش شاخصهای رابطهمحور، از مدیریت کمپینی به مدیریت نظاممند رابطه گذار کنند.