مدیریت ورزشی، بازاریابی
عرفان صفرپوردهکردی؛ ساناز شفیعی
چکیده
ورزش، بهویژه فوتبال، یکی از مهمترین پدیدههای فرهنگی و اجتماعی در جوامع معاصر است. هواداران ورزشی علاوه بر نقش مصرفکننده، بهعنوان ابزار تبلیغاتی مؤثر برای تیمها نیز عمل میکنند. نوع تعامل شناختی و عاطفی آنها با برند تیم میتواند رفتارهای تبلیغیشان را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تعامل شناختی و عاطفی ...
بیشتر
ورزش، بهویژه فوتبال، یکی از مهمترین پدیدههای فرهنگی و اجتماعی در جوامع معاصر است. هواداران ورزشی علاوه بر نقش مصرفکننده، بهعنوان ابزار تبلیغاتی مؤثر برای تیمها نیز عمل میکنند. نوع تعامل شناختی و عاطفی آنها با برند تیم میتواند رفتارهای تبلیغیشان را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تعامل شناختی و عاطفی هواداران بر تبلیغگرایی ورزشی، با نقش میانجی عشق به برند، در میان هواداران تیمهای لیگ برتر فوتبال ایران انجام شد. این مطالعه کاربردی و به روش توصیفی–همبستگی اجرا گردید. جامعه آماری شامل هواداران ۱۶ تیم لیگ برتر در سال ۱۴۰۳ بود و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد. با استفاده از پرسشنامه استاندارد شامل مقیاس تعامل شناختی و عاطفی Hollebeek et al. (2014).، مقیاس عشق به برند Carroll & Ahuvia (2006)، مدل عشق برند ورزشی Tavormina (2013)، و ابعاد رفتار تبلیغگرایانه برگرفته از Bagozzi et al. (2016) و Amani (2025) گردآوری شد. نمونهگیری بهصورت غیرتصادفی دردسترس انجام گرفت. پایایی ابزارها بر اساس آلفای کرونباخ و با مقدار بالاتر از 0.7 تأیید شد. تحلیل دادهها با مدل معادلات ساختاری و نرمافزار SmartPLS 3.0 صورت گرفت. نتایج نشان داد تعامل شناختی و عاطفی هر دو تأثیر مثبت و معناداری بر عشق برند دارند و بهطور مستقیم رفتار تبلیغگرایانه هواداران را تقویت میکنند. همچنین عشق برند اثر مثبت و معناداری بر تبلیغگرایی داشته و نقش میانجی در رابطه بین تعامل شناختی و عاطفی و رفتار تبلیغگرایانه ایفا میکند.
شاهو زمانی دادانه؛ علی اصغر درودیان؛ محمد زرگر اصفهانی
چکیده
تصویر حامی مالی جزو عوامل بسیار مهم در پیشبینی قصد خرید هواداران است که عشق به برند و درگیری ورزشی میتوانند این تأثیر را تقویت نمایند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر تصویر حامی مالی بر قصد خرید هواداران پرسپولیس با نقش میانجی عشق به برند و درگیری ورزشی است. پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی بود که بهصورت میدانی اجرا شد. جامعه آماری ...
بیشتر
تصویر حامی مالی جزو عوامل بسیار مهم در پیشبینی قصد خرید هواداران است که عشق به برند و درگیری ورزشی میتوانند این تأثیر را تقویت نمایند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر تصویر حامی مالی بر قصد خرید هواداران پرسپولیس با نقش میانجی عشق به برند و درگیری ورزشی است. پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی بود که بهصورت میدانی اجرا شد. جامعه آماری پژوهش هواداران باشگاه فوتبال پرسپولیس بودند که از بین آنها تعداد 200 نفر با استفاده از نمونهگیری در دسترس بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل چهار پرسشنامه عشق به برند، تصویر شرکت، درگیری ورزشی و قصد خرید بود. در این تحقیق جهت تجزیهوتحلیل دادهها از مدل معادلات ساختاری واریانسمحور استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که تصویر حامی مالی بهطور مستقیم بر قصد خرید (374/0=β، 434/5=t)، عشق به برند (599/0=β، 792/12=t) و درگیری ورزشی (387/0=β، 045/4=t) اثر مثبت و معناداری دارد. همچنین درگیری ورزشی (307/0=β، 735/54=t) و عشق به برند (257/0=β، 465/3=t) بهصورت مستقیم اثر مثبت و معناداری بر قصد خرید دارند. همچنین تصویر حامی مالی بهطور غیرمستقیم و از طریق درگیری ورزشی (119/0=β، 788/3=t) و عشق به برند (154/0=β، 215/3=t) بر قصد خرید اثر مثبت و معناداری دارد و درگیری ورزشی و عشق به برند سبب تقویت تأثیر تصویر حامی مالی بر قصد خرید میشوند. با توجه به نتایج به دست آمده حامیان مالی میتوانند با تقویت تصویر برندشان و کمک گرفتن از درگیری ورزشی و عشق به برند هواداران قصد خرید هواداران تیم پرسپولیس را افزایش دهند.
مرتضی رضایی صوفی؛ سیاوش خداپرست؛ سینا محمدی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر اقدامات مسئولیت اجتماعی شرکتی، بازاریابی دیجیتال و مداخله هواداران بر عشق به برند تیمهای ورزشی (مطالعه موردی: سپیدرود رشت) بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی هواداران باشگاه فوتبال سپیدرود رشت بود. حجم نمونه با استفاده از روش بارکلای و همکاران (1995)، برابر 50 عدد تعیین ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر اقدامات مسئولیت اجتماعی شرکتی، بازاریابی دیجیتال و مداخله هواداران بر عشق به برند تیمهای ورزشی (مطالعه موردی: سپیدرود رشت) بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی هواداران باشگاه فوتبال سپیدرود رشت بود. حجم نمونه با استفاده از روش بارکلای و همکاران (1995)، برابر 50 عدد تعیین شد. برای جمعآوری دادههای مورد نیاز از پرسشنامه بائنا و همکاران (2018) استفاده شد. خرده مؤلفههای این پرسشنامه شامل؛ مسئولیت اجتماعی دارای (3 گویه)، بازاریابی دیجیتال از طریق وبسایت (4 گویه)، بازاریابی دیجیتال از طریق تلگرام (5 گویه)، بازاریابی دیجیتال از طریق اینستاگرام (5 گویه)، مداخله هواداران تیم (4 گویه) و عشق برند (10 گویه) است. در این پژوهش برای حصول اطمینان بیشتر از نتایج به دست آمده، 250 پرسشنامه در میان هواداران باشگاه فوتبال رشت سپیدرود توزیع شد که در نهایت 215 پرسشنامه تجزیه و تحلیل شد. پایایی پرسشنامه نیز توسط PLS3 تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل دادههای کمّی از روشهای آمار توصیفی و استنباطی (آزمونهای کالموگراف-اسمیرنوف و تحلیل مسیر) استفاده شد. تمامی تحلیل ها با استفاده از نرمافزارهای Spss21 و Pls3 انجام شد. یافتهها نشان داد که اقدامات مسئولیت اجتماعی بر عشق برند اثر معنیداری داشت. متغیر بازاریابی دیجیتال در سایت باشگاه بر عشق برند اثر معنی داری داشت. متغیر بازاریابی دیجیتال در سایت اینستاگرام بر عشق برند اثر معنی داری داشت. متغیر بازاریابی دیجیتال در سایت تلگرام بر عشق برند اثر معنی داری داشت. متغیر مداخله هواداران تیم بر عشق برند اثر معنی داری داشت.
حسین بلوچی؛ مریم اقبال؛ سپیده سمیع
چکیده
باتوجه به اهمیت مباحث احساسات در رفتار خرید مشتریان، هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای شخصیتی مشتریان (ابراز وجود و عزت نفس) بر تعاملات رفتاری، عشق به برند و قصد خرید آنان است. این مولفه نقش میانجیگر و تعدیلکننده در مدل پژوهش ایفا میکند. پژوهش حاضر کاربردی و در زمره پژوهشهای توصیفی- تحلیلی است که به صورت مقطعی و به شیوه پیمایشی ...
بیشتر
باتوجه به اهمیت مباحث احساسات در رفتار خرید مشتریان، هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای شخصیتی مشتریان (ابراز وجود و عزت نفس) بر تعاملات رفتاری، عشق به برند و قصد خرید آنان است. این مولفه نقش میانجیگر و تعدیلکننده در مدل پژوهش ایفا میکند. پژوهش حاضر کاربردی و در زمره پژوهشهای توصیفی- تحلیلی است که به صورت مقطعی و به شیوه پیمایشی انجام شده است.جامعه آماری پژوهش خریداران لوازم و تجهیزات ورزشی (برندهای متفاوت) در شهر مشهد بودند. حجم جامعه آماری نامعلوم و براساس جدول مورگان حداقل حجم نمونه 385 نفر بود که با نمونهگیری در دسترس از بین خریداران انتخاب گردید. با بررسی ادبیات و مبانی نظری، فرضیات و مدل پژوهش توسعه داده شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب و روایی آن با استفاده از روایی همگرا و واگرا سنجش قرار گرفت. جهت بررسی فرضیات پژوهش از مدل معادلات ساختاری موسوم به تحلیل مسیر در نرمافزاراسمارت پیالاس استفاده شد. نتایج بهدستآمده از این پژوهش نشان داد، چارچوب حسادت عاشقانه به برند، عامل تعدیلگری ضعیفی در ایجاد تعامل مشتری با برند و همچنین ایجاد انگیزه در او برای خرید برند میباشد.