<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات بازاریابی ورزشی</title>
    <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات بازاریابی ورزشی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش اخلاق‌مداری و بهزیستی معنوی مصرف‌کننده در تصمیم به خرید کالاهای ورزشی جعلی</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_62981.html</link>
      <description>مطالعه رفتار مصرف‌کننده به بازاریابان کمک می‌کند تا درک کنند چه چیزی مشتری را به خرید یک محصول سوق می‌دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اخلاق‌مداری و بهزیستی معنوی مصرف‌کننده در تصمیم به خرید کالاهای ورزشی جعلی بود. پژوهش حاضر از منظر ماهیت و هدف در دسته تحقیقات کاربردی، از حیث روش تحلیل از نوع تحقیقات توصیفی-همبستگی بود که به‌صورت میدانی اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق کلیه مشتریان محصولات ورزشی در سطح شهرستان مشهد بودند. با توجه به حجم نامحدود جامعه آماری، محاسبه حجم نمونه پژوهش حاضر براساس تعداد متغیرهای مشاهده‌پذیر تعیین شد. از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی.ال.اس نسخه 3 استفاده شد. نتایج نشان داد مدل تحقیق دارای برازش است. مسیر اخلاق‌مداری به تصمیم به خرید با ضریب اثر استاندارد 949/0 دارای شدت قوی، مسیر اخلاق‌مداری به بهزیستی معنوی با ضریب اثر استاندارد 340/0- و مسیر بهزیستی معنوی در تصمیم به خرید با ضریب اثر استاندارد 364/0- دارای اثر معنی‌دار و منفی بودند. در یک نتیجه‌گیری کلی باید بیان کرد اخلاق‌مداری بیشترین اثر را بر تصمیم خرید محصولات ورزشی جعلی دارد، پس رفتارهای اخلاق‌گرایانه مشتریان می‌تواند زمینه عدم استفاده از محصولات جعلی را فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دو داستان باورپذیر از آینده صنعت ورزش با تأکید بر نقش استارتاپ‌های ورزشی: سناریونگاری</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63168.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، ارائه سناریوهای باورپذیر از آینده صنعت ورزش با تأکید بر نقش استارتاپ‌های ورزشی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت با در نظر گرفتن شیوه‌های جمع آوری اطلاعات و نتایج نهایی، تحلیلی و اکتشافی محسوب می‌شود. نحوه جمع آوری داده‌ها مبتنی بر نظر صاحب‌‌نظران بود که براساس معیارهای تجربه کاری در حوزه استارتاپ‌‌های ورزشی و دانش در حوزه آینده پژوهی به روش هدفمند 15 نفر از آنها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌‌ساختاریافته و ماتریس‌‌های با ابعاد 36&amp;amp;times;36 و 11&amp;amp;times;11 بود که ضمن تأیید روایی و پایایی آن‌‌ها از دلفی فازی در یک مرحله برای دستیابی به توافق دیدگاه خبرگان مبتنی بر اصول محاسبات منطق فازی و سیستم استنتاج فازی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌های کیفی از کدگذاری دو مرحله‌‌ای و برای تجزیه و تحلیل داده‌‌های کمی از تحلیل دلفی فازی، تحلیل ساختاری و سناریونویسی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌‌ها نشان داد رشد صنعت تجهیزات ورزشی، سرمایه گذاری بخش خصوصی در استارتاپ‌ها، استفاده از فناوری‌های نوین در استارتاپ‌ها و افزایش رقابت در بازار صنعت ورزش چهار عدم قطعیت کلیدی هستند که دو داستان باورپذیر را به نام‌‌های رشد پویای صنعت ورزش و رکود صنعت ورزش خلق می‌کنند. آشنایی با روایت هر سناریو و مقایسه مطلوبیت آن‌‌ها، می‌تواند مبنایی برای طراحی اقدامات آینده استارتاپ‌‌های ورزشی باشد تا صنعت ورزش ایران بتواند در جهت حفظ توان رقابتی خود انعطاف پذیر و پاسخگو باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی نقش آمیخته بازاریابی (P7) بر وفاداری هواداران به برند باشگاه نساجی مازندران با میانجیگری تبلیغات دهان به دهان</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_62706.html</link>
      <description>هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر آمیختۀ بازاریابی بر روی وفاداری هواداران به برند باشگاه نساجی مازندران با تأکید بر نقش میانجی تبلیغات دهان‌به دهان بود. روش این پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ هواداران باشگاه نساجی مازندران در فصل 98-1397 لیگ برتر فوتبال ایران بود. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 384 نفر برآورد شد. جهت جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری Lisrel استفاده شد. بر‌اساس میزان رابطه و شاخص‌های برازش مدل مشخص شد که نقش میانجی تبلیغات دهان‌به دهان مورد تأیید می‌باشد، همچنین تأثیر مستقیم آمیختۀ بازاریابی بر وفاداری به برند مورد تأیید واقع شد. بنا بر نتایج پژوهش، به مدیران باشگاه نساجی توصیه می‌شود که بر استراتژی‌های تبلیغات دهان‌به‌دهان مثبت تمرکز بیشتری داشته باشند؛ همچنین، به دلیل ارزیابی ضعیف هواداران از برخی مولفه‌های آمیختۀ بازاریابی باشگاه (محصول، قیمت، ترویج و شواهد فیزیکی) به مدیران توصیه می‌شود تا به ارتقای این 4 مولفه، به ویژه مولفۀ قیمت‌گذاری بپردازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Interpretive structural modeling of the influential influence of social media on sports tourist behavior</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63750.html</link>
      <description>Objective: Social media influencers play a key role in shaping the behavior of sports tourists and influencing their travel decisions by producing persuasive content. The aim of this study was to construct an interpretive structural modeling of influence of social media influencers on sports tourist behavior.Method: This research was applied in terms of purpose and mixed (qualitative-quantitative) in terms of methodology. In the qualitative part, content analysis was used, and in the quantitative part, interpretive structural modeling was used. The participants in the qualitative part included sports tourists and followers of social media influencers in the field of sports, who were selected using a purposive sampling method and a snowball strategy. Based on theoretical saturation, 15 semi-structured interviews were conducted. In the quantitative section, participants included faculty members, managers of tourism companies, members of sports tourism committees, and startup activists, of whom 10 were purposefully selected. Semi-structured interviews were used in the qualitative section and a 12&amp;amp;times;12 square matrix in the quantitative section to collect data. The assessment of validity and reliability in the qualitative section was carried out with strategies such as believability, transferability, confirmability, and process audit study, and in the quantitative section, face validity and Cohen's kappa index were used.Findings: Qualitative findings led to the extraction of 57 sub-themes within 12 main themes (audience behavioral expectations, travel-related job behavioral expectations, conveying a favorable destination image to the audience, arousal, audience behavioral tendencies, audience relationship, pervasive cyberspace, audience decision-making assistance, information quality, content quality, influencer influence, and influencer characteristics). Quantitative findings showed that the hierarchical model consists of five levels; &amp;amp;ldquo;audience behavioral tendencies&amp;amp;rdquo; is at the highest level, and &amp;amp;ldquo;pervasive cyberspace&amp;amp;rdquo; and &amp;amp;ldquo;influencer characteristics&amp;amp;rdquo; are at the lowest level. Other factors played a mediating role.Results: The results of the MiqMaq analysis showed that all factors are in an integrated and correlated structure and none can act independently. The findings of this study indicate that the impact of social media influencers on sports tourist behavior can be explained within the framework of a multilevel model, in which interactions between independent, mediating, and dependent factors play a key role.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Identifying the factors influencing the role of capacity management in the supply chain of sports tourism services</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63837.html</link>
      <description>Objective: &amp;amp;nbsp;The sports tourism industry, due to its key role in the economy and regional development, requires optimal capacity management to provide a satisfactory experience for tourists. Accordingly, the present study aimed to identify the factors influencing the role of capacity management in the supply chain of sports tourism services.&#13;
Method: This study is applied research of a qualitative nature, employing the thematic analysis method. The statistical population of the study included faculty members in sports management, tourism, and sports tourism, managers of tourism agencies, senior officials from the Ministry of Sports and Youth, and PhD researchers in sports management and tourism. The study sample was selected from this population using purposive and snowball sampling methods. Data collection for the research was conducted through document analysis and interviews. The interviews took place between April to August 2024. The research instrument consisted of semi-structured interviews with 20 research experts, continuing until theoretical saturation was reached. The validity of the research was confirmed by experts, and its reliability was measured using the intra-subject agreement method, yielding a reliability score of 83%.&#13;
Results: The results indicated that the present study identified 88 sub-themes, categorized into four organizing themes: supply capacity factors, access to supply, supply quality, and supply performance. Effective management of these themes, through proper planning, accessibility facilitation, quality enhancement, and performance improvement, can create a positive and memorable experience for tourists and contribute to the sustainable development of the sports tourism industry.&#13;
Conclusions: The innovation of this study lies in presenting a comprehensive and systematic framework for capacity management in the sports tourism industry, which can serve as a practical guide for managers and policymakers in this field. The practical solutions derived from the research include flexible planning, facilitating access to services, improving supply quality, and enhancing service performance. These strategies can help build loyalty, increase satisfaction, and attract more tourists.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Relationship between Cultural Values and Purchasing Behavior of Clothing Customers Considering the Mediating Role of Brand Choice (Case Study: Technique Sportswear in Khuzestan)</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63333.html</link>
      <description>Objective: This study examines the mediating role of brand choice in the causal relationship between cultural values and the purchasing behavior of customers of the Technique sportswear brand in Khuzestan Province.Method: The research methodology is descriptive-correlational, applied, and cross-sectional. The statistical population includes all customers of the Technique sportswear brand and sportswear manufacturers in Khuzestan. A sample size of 216 individuals was selected using a non-random convenience sampling method. Data collection tools included standardized questionnaires on Hofstede's cultural values, the marketing mix from the customers' perspective, and factors influencing brand choice by Mirdavoodi (2015). Data analysis was conducted using one-sample t-tests and structural equation modeling with Smart PLS version 3 and SPSS version 26 software.Results: The results showed that cultural values influence the brand choice of sportswear customers and that brand choice partially mediates the causal relationship between cultural values and the purchasing behavior of customers of the Technique sportswear brand.Conclusions: It is recommended that companies and brands adjust their marketing strategies by understanding the cultural values of their customers, and update products, packaging, advertising, and customer experience in line with cultural changes. Additionally, continuous collection and analysis of customer feedback and implementing improvements based on this feedback are essential for greater success.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Impact of Electronic Word-of-Mouth (eWOM) Marketing on Brand Equity in Sports Businesses</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63932.html</link>
      <description>Objective: Today, sports have gained importance as a profitable industry, with the increasing consumption of sports goods and services. In this context, electronic word-of-mouth (eWOM) marketing plays a significant role in enhancing the brand equity of sports businesses and influencing consumer purchasing decisions. The aim of this study was to determine the impact of using electronic word-of-mouth (eWOM) marketing on brand equity in sports businesses.&amp;amp;nbsp;Method: In this regard, an applied study was conducted using a quasi-experimental method, with the statistical population consisting of customers of sports brands. The sample was conveniently selected from the customers of the Ghafari sports brand in West Azerbaijan province, including 40 individuals divided into two groups: control and experimental (20 individuals in each group). The measurement tool was a brand equity questionnaire based on the model by Kim et al. (2003) and the modifications by Yoo, Donthu, and Lee (2000), with a Cronbach's alpha coefficient of 0.86. After implementing the electronic word-of-mouth marketing technique for the experimental group, the data were analyzed using covariance analysis and SPSS software version 17.Results: The findings of the study indicate that the use of electronic word-of-mouth marketing has a significant impact on brand equity, perceived quality, brand loyalty, and brand image in sports businesses. The covariance analysis revealed that the impact of this marketing on brand equity (38%), perceived quality (21%), brand loyalty (52%), and brand image (41%) is significant. These results demonstrate the high effectiveness of electronic word-of-mouth marketing in improving these indicators.Conclusions: This implies that sports brands capable of creating opportunities for dialogue, fostering positive customer experiences, and encouraging active customer participation are more likely to achieve a sustainable competitive advantage.</description>
    </item>
    <item>
      <title>The Impact of Sports Sponsorship on Brand Equity: A Study of Rightel, Irancell and Hamrahe Aval Mobile Network Operators</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64014.html</link>
      <description>Objective: Iran's mobile network operators have opted for sport sponsorship as a key communicative strategy to boost their brand status and foster customer loyalty. The purpose of this study was to investigate the impact of sports sponsorship on the brand equity of Iranian mobile network operators using a correlation method.&amp;amp;nbsp;&#13;
Method: The statistical population for this research comprised fans of the clubs sponsored by Iran's mobile network operators (Rightel, Irancell and Hamrahe Aval). A convenience sampling method was employed for the research sample, and due to the extensive statistical population, 384 fans were selected. To collect the relevant data, two questionnaires were utilized: "Sports Sponsorship of Mobile Network Operators in Iranian Football" and "Brand Equity Based on Aker's Model".&#13;
Results: Regression and ANOVA tests were conducted upon completion of the data collection process. The results indicated that the two variables of Monopoly (0.001) and Success (0.007) have a positive and significant impact on brand equity. In contrast, the awareness, social, and financial dimensions did not exhibit statistically significant effects on brand equity, as evidenced by their respective t-values and significance levels (p &amp;amp;gt; .05). Therefore, these dimensions were not found to be significant predictors of brand equity within the context of the present study.&#13;
Conclusions: These findings provide valuable insights for commercial companies in designing targeted sponsorship strategies and demonstrate how focusing on the monopoly and success of the sponsored teams can lead to increased brand equity, enhanced customer loyalty, and improved return on investment in sports marketing. This study represents a step toward a better understanding of the role of sports sponsorship in strengthening brand equity within Iran&amp;amp;rsquo;s telecommunications industry. The findings may serve as a practical guideline for marketing managers seeking to develop more effective sponsorship strategies.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Providing Appropriate Strategies for the Financial Independence of Professional Private Sports Clubs</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63857.html</link>
      <description>Objective: The aim of this research was to provide appropriate strategies for the financial independence of professional private sports clubs.&#13;
Method: The research method was mixed (qualitative and quantitative). The statistical population in the qualitative section included experts in the field of marketing management, sports management, sports marketing experts and private club managers. The sample size based on the theoretical saturation index was 15 people. The statistical population in the quantitative section included customers of private clubs and postgraduate students in sports management, who were selected using SPSS Sample Power software and their number was 360 people. The non-probability sampling method with maximum diversity or heterogeneity was used. In the quantitative section, the research tool included a questionnaire extracted from the codes of the qualitative section, which was also analyzed by Smart PLS software.&#13;
Results: Based on the data analysis, 67 initial concepts, 12 main categories were identified. These categories included legal and regulatory factors, interaction of stakeholders, facilitation of sponsor attraction, development of sponsor attraction, improvement of rules for sponsors, provision of facilities to sponsors, training of specialized personnel, commercial income, management factors, development strategies and economic approach. &#13;
Conclusions: According to the findings of the present study, it can be said that these dimensions, when combined in a collective approach, can strengthen the financial strength and, as a result, achieve financial independence of sports clubs.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Business Model Analysis of Sports Trading Cards (Case Study: Kimdi)</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63856.html</link>
      <description>Objective: Today, sports trading cards have gained a distinctive position in the sports industry and marketing as collectible, cultural, and entertainment products. This study aims to analyze the business model of sports trading cards and adopts a qualitative approach using thematic analysis.&#13;
Method: To collect the data, a research focus group was formed consisting of experts in sports marketing, sports branding, and specialists from the collectible card industry.&#13;
Results: The findings indicate that the value proposition of sports trading cards is primarily based on a combination of nostalgia, scarcity features, digital experiences, and emotional appeal for fans. The customer segments include not only professional collectors but also general fans, teenagers, and families, each with different motivations and purchasing patterns. Diverse distribution channels&amp;amp;mdash;including physical and online stores, sports events, and mobile applications&amp;amp;mdash;along with continuous customer engagement through fan communities, card‑trading competitions, and social media support, provide a platform for strengthening fan interaction and loyalty.&#13;
Conclusions: From the perspective of revenue streams, the direct sale of card packs, premium or limited editions with higher prices, advertising and sponsorship, and in‑app purchases were identified as the main sources of revenue. In this regard, partnerships with sports leagues and federations to obtain legal licensing, as well as the efficient management of printing, design, and digital infrastructure development costs, play a crucial role in the sustainability and success of this business model. Accordingly, the present study, by explaining the key dimensions of the business model, demonstrates that integrating physical and digital components alongside fan‑centered branding can create valuable opportunities for the sustainable development of sports trading card products.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل تأمین مالی جمعی باشگاه‌های فوتبال ایران بر اساس نظریه داده بنیاد</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63810.html</link>
      <description>تأمین مالی جمعی به منبعی ارزشمند جهت سرمایه‌گذاری برای کسب‌وکارها و پروژه‌های جدید تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل تأمین مالی جمعی باشگاه‌های فوتبال ایران  انجام گرفت. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری در دسته پژوهش‌های کیفی است و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل رؤسا و معاونین فدراسیون فوتبال، لیگ فوتبال کشور، رؤسای هیئت‌های فوتبال، مدیران عامل و اعضای هیئت ‌مدیره‌ باشگاه‌های فوتبال استان‌های کشور بوده و نمونه‌گیری با روش هدفمند تا دستیابی به اشباع نظری  ادامه یافت. تحلیل دادههای پژوهش با نرم‌افزار MAXQDA2020 انجام شد. در این پژوهش به‌منظور بررسی روایی از روش‌های اعتبار، انتقال‌پذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری و جهت محاسبه پایایی از روش توافق بین کدگذاران و تعیین ضریب کاپای فلیس استفاده شد. مطابق فرآیند روش‌شناختی نخست از دل داده‌های اولیه، کدهای مرتبط با موضوع مشخص شدند که تعداد 92 کد باز به‌دست آمد. در مرحله کدگذاری محوری 21 مقوله فرعی تعیین شد. در مرحله کدگذاری انتخابی نیز مقوله‌های فرعی بر حسب ویژگی‌های علی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبرد و ابعاد جمع‌سپاری مالی طبقه‌بندی و الگوی مربوطه ارائه گردید. به‌طورکلی نتایج پژوهش حاضر بنیان دانش تأمین مالی جمعی را تقویت و توانایی پایین و فراهم نبودن بسترهای لازم برای درآمدزایی، وجود ساختارهای ضعیف و ناکارآمد باشگاه‌های فوتبال کشور و انباشته شدن بدهی‌ها در باشگاه‌ها را تأیید می‌نماید. امید است این مطالعه اکتشافی پایه و محرکی برای تلاش‌های آینده در جهت بهبود و بهینه‌سازی عملکرد باشگاه‌های فوتبال و کاهش بدهی‌ها و مشکلات مالی آن‌ها باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل شبکه عصبی کار آفرینی ورزشی در بستر گردشگری</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63988.html</link>
      <description>با هدف درک عمیق‌تر عوامل مؤثر بر کارآفرینی ورزشی در گردشگری ایران، این پژوهش به طراحی مدلی مبتنی بر شبکه عصبی جهت تبیین و پیش‌بینی این پدیده پرداخت. پژوهش حاضر به‌صورت کاربردی و با روش تحقیق آمیخته (ترتیبی اکتشافی) انجام شد. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه با ۱۲ خبره دانشگاهی و اجرایی و مرور ادبیات گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی، ۲۸۲ فعال حوزه ورزش و گردشگری با پرسشنامه‌ای شامل ۵۲ گویه و ۹ سازه مورد مطالعه قرار گرفتند که روایی آن از طریق لاوشه و پایایی آن با آلفای کرونباخ (86/0) تأیید شد. داده‌ها با تحلیل عاملی اکتشافی و شبکه عصبی پرسپترون چندلایه بررسی شدند. پیش از ورود داده‌ها به شبکه عصبی، کلیه متغیرها در بازه [۰-۱] نرمال‌سازی شدند. یافته‌ها ۹ سازه اصلی شامل عوامل فرهنگی، اقتصادی، کاربر/مصرف‌کننده، تبلیغات اینترنتی، رضایت، باورپذیری، اعتماد، مدیریت ارتباط با مشتری و کارآفرینی ورزشی در گردشگری را شناسایی کردند. ساختار ۹ عاملی با تبیین 83/61% از واریانس کل تأیید شد. مدل شبکه عصبی توسعه‌یافته، توانایی پیش‌بینی بالایی از خود نشان داد و اثر مستقیم، مثبت و معنادار هشت سازه مستقل بر کارآفرینی ورزشی را تأیید کرد. عوامل فرهنگی (با اهمیت نرمال‌شده 100%) و اقتصادی (4/99%) بیشترین نقش را داشتند. این مدل چارچوبی مفهومی و کاربردی برای تحلیل و تقویت کارآفرینی ورزشی ارائه می‌دهد. نوآوری پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی نخستین مدل پیش‌بینی‌کننده جامع در این حوزه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خلق برندینگ برای ورزشکاران: مدل نوین در عصر شبکه‌های اجتماعی</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_63994.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر خلق برندینگ برای ورزشکاران: مدل نوین در عصر شبکه‌های اجتماعی است. روش پژوهش اکتشافی–بنیادی با رویکرد کیفی بود. جامعه آماری تحقیق شامل اساتید دانشگاه، مدیران باشگاه‌های ورزشی، متخصصان بازاریابی ورزشی و ورزشکاران حرفه‌ای فعال در شبکه‌های اجتماعی بود که در نهایت، 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. روش نمونه گیری این بخش شامل روش نمونه گیری هدفمند و بر پایه استفاده از تکنیک گلوله برفی تا حد رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده شد. سؤالات مطرح‌شده در طول مصاحبه‌ها به‌صورت باز و کلی طراحی شد. همچنین سرانجام جهت تجزیه و تحلیل داده‌‌ها در مرحله کیفی از تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) استفاده شد. لازم به ذکر است کلیه تحلیل‌‌های آماری به صورت دستی انجام گرفت. نتایج به‎دست آمده از تجزیه و تحلیل مصاحبه‌‌های صورت گرفته نشان داد که کدهای استخراج شده از 20 مصاحبه برابر با 123 کد اولیه می‌‌باشد که در مرحله بعدی در کدبندی محوری صورت گرفت که در تم‌‌های اصلی، استراتژی‌های برند شخصی ورزشکاران در رسانه‌های اجتماعی، ویژگی‌های شخصیتی و روان‌شناختی ورزشکاران، رهبری و تعاملات اجتماعی، عوامل اقتصادی و اسپانسرینگ، سبک زندگی و هویت فرهنگی، نقش پلتفرم‌‌های اجتماعی بر شهرت و موفقیت ورزشکار، پذیرش تغییرات و نوآوری‌ها و چالش‌ها و فرصت‌های ساخت برند شخصی ورزشکاران دسته‌‌بندی شدند. در نهایت می‌‌توان گفت این پژوهش‌ها ابعاد مختلف برندسازی شخصی را از منظرهای فردی، اجتماعی، عملکردی و رسانه‌ای بررسی کرده‌اند و بر اهمیت نقش این عوامل در شکل‌دهی و توسعه برند شخصی تأکید نموده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از مصرف‌کننده تا هم‌آفرین: رویکردی نوین به نوآوری در خدمات ورزشی</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64010.html</link>
      <description>بررسی نقش مصرف کنندگان خدمات باشگاه ورزشی در نوآوری خدمات جهت تدوین استراتژی های جدید سودمند است. هدف از تحقیق حاضر شناسایی نقش های مصرف کنندگان در نوآوری خدمات در باشگاه های ورزشی بود. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی، با توجه به نتیجه تحقیق کاربردی و بر اساس هدف اکتشافی بود. به منظور گردآوری داد ه های پژوهش از مصـاحبه‌ های عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه تحقیق شامل مصرف کنندگان رشـته های ورزشـی انفرادی و تیمی استان کرمانشاه بودند. 21 مشارکت کننده که نماینده مصرف کنندگان باشگاه های ورزشی استان کرمانشاه انتخاب شدند. انجام مصـاحبه ها به صـورت هدفمند و به شـیوه گلوله برفی انجام گرفت و تا رسـیدن به اشـباع نظری ادامه یافت. داده های جمع آوری شده به صورت  کلمه به کلمه رونویسی شد  و با روش تحلیل مضمون در سـه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از مصاحبه های مصرف کنندگان خدمات ورزشی تعداد 9 مقوله فرعی به‌دست آمد که در3 مقوله اصلی تعامل و مشارکت، پشتیبانی و یادگیری، پذیرش فناوری، قرار گرفت. از نتایج حاصل می توان برای تکمیل مبانی نظری این حوزه سود برد. همچنین، نتایج این تحقیق می تواند برای سازمان های ذی ربط به صورت نقشه راه عمل کند تا نوآوری خدمات با اثربخشی بیشتری دنبال شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی ساختاری-تفسیری عوامل کلیدی موثر بر اثربخشی تبلیغات با حضور ورزشکاران صحه‌گذار</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64153.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، ارائه یک مدل ساختاری-تفسیری از عوامل کلیدی مؤثر بر اثربخشی تبلیغات تجاری با حضور ورزشکاران صحه‌گذار بود. این مطالعه با رویکردی آمیخته و با طرح اکتشافی متوالی انجام شد؛ به‌طوری‌که در بخش کیفی از مرور نظام‌مند ادبیات و در بخش کمی از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته شد. جامعه آماری در بخش کیفی، منابع علمی مرتبط بودند که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و مبتنی بر اشباع نظری، ۲۰ پژوهش به‌عنوان نمونه انتخاب گردید. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل خبرگان حوزه بازاریابی ورزشی بود که از طریق نمونه‌گیری هدفمند، ۱۵ نفر به‌عنوان نمونه نهایی برگزیده شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی، چک‌لیست پژوهشی و در بخش کمی، پرسش‌نامه‌ای به‌صورت ماتریسی در ابعاد 14×14 بود که روایی صوری و محتوایی آن مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از آزمون اسپیرمن-براون با ضریب 839/0 تأیید شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از تکنیک دلفی فازی برای غربالگری عوامل و سپس مدلسازی ساختاری-تفسیری برای سطح‌بندی آن‌ها انجام پذیرفت. یافته‌ها نشان داد که از میان ۲۱ عامل اولیه شناسایی‌شده، ۱۴ عامل تأثیرگذار هستند که در قالب یک مدل شش‌سطحی دسته‌بندی گردیدند. در این مدل، در سطح ششم (بنیادی‌ترین سطح) عامل «تناسب محصول و صحه‌گذار»، در سطح پنجم «تخصص، دانش و صداقت صحه‌گذار»، در سطح چهارم «اعتبار برند، رضایت صحه‌گذار و شخصیت صحه‌گذار»، در سطح سوم «جذابیت و کیفیت اطلاعات»، در سطح دوم «تصویر برند، شهرت (ستاره بودن)، فراوانی تبلیغات و قدرت بیان صحه‌گذار» و نهایتاً در سطح اول به‌عنوان متغیر وابسته، «نگرش مصرف‌کننده» قرار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه کیفی تدوین نظریه بومی مصرف باواسطه در ورزش ایران با استفاده از رویکرد داده‌بنیاد</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64157.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، تدوین نظریه بومی مصرف باواسطه در ورزش ایران با رویکرد داده‌بنیاد بود. پژوهش با بهره‌گیری از روش‌شناسی نظریه داده‌بنیاد و بر اساس رهیافت گلیزر(1978) انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل متخصصان حوزه ورزش، از جمله اعضای هیئت علمی رشته‌های مدیریت و بازاریابی ورزشی، مشاوران بازاریابی و مدیران باشگاه‌های ورزشی بودند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و با تکنیک گلوله‌برفی صورت گرفت و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید که منجر به استخراج ۱۰۰ کد اولیه غیرتکراری شد. این کدها در قالب ۲۴مفهوم و ۷مقوله اصلی شامل: انگیزه‌ها و تجربه شخصی، مزایای تماشای آنلاین، تعاملات اجتماعی و ارتباطات، مسائل روان‌شناختی و امنیتی، تأثیرات فرهنگی و اجتماعی، مزایای تکنولوژیکی و نوآوری، و سیاست‌گذاری اقتصادی طبقه‌بندی شدند. با تنوع‌بخشی در نمونه‌ها و دقت در انتخاب مشارکت‌کنندگان، روایی پژوهش رعایت شد و پایایی آن با بازآزمون سه مصاحبه توسط یک متخصص بررسی گردید؛ هماهنگی کدها ۸۵درصد گزارش شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که این مقوله‌ها در تعامل با یکدیگر، ماهیت چندبعدی مصرف باواسطه در ورزش را آشکار ساخته و بیانگر نقش رسانه‌های اجتماعی و فناوری‌های نوین در دگرگون‌سازی تجربه مصرف ورزشی و شکل‌گیری رفتارهای پایدار هستند. بنابراین، تبیین جامع این پدیده نیازمند تلفیق چند نظریه و در نظر گرفتن عوامل محیطی و زمینه‌ای است. در پایان، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران با اتخاذ رویکردی کل‌نگر، از طریق توسعه زیرساخت‌های فناورانه، حمایت از محتوای بومی و طراحی مدل‌های اقتصادی کارآمد، بستر لازم برای توسعه پایدار ورزش دیجیتال را فراهم سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی بومی بازاریابی اجتماعی زنان ورزشکار تیم‌های ملی ایران</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64172.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر الگوی بومی بازاریابی اجتماعی زنان ورزشکار تیم‌های ملی ایران بود. جامعه آماری این پژوهش را 16 نفر از صاحب‌نظران صاحب‌نظران (ورزشکاران بانوان رده‌های ملی و مربیان تیم های ملی بانوان و اساتید دانشگاه  که سابقه فعالیت علمی و عملی در حوزه بازاریابی را دارند) تشکیل دادند. از طریق مصاحبه نیمه‎ساختار یافته با صاحب‎نظران داده‌ها جمع‌آوری شدند. بعد از پیاده‌سازی مصاحبه‌های انجام‌شده، اقدام به شناسایی کدهای مفهومی از متن مصاحبه‌ها شد، متن مصاحبه‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها همزمان و به طور مستمر با جمع‎آوری اطلاعات انجام پذیرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که شرایط علی شامل عوامل هنجارهای اجتماعی، تعهد اخلاقی و اجتماعی،هنجارهای رفتاری، درک حرفه ای بود. شرایط زمینه‌ای شامل عوامل آموزش عمومی و حرفه‌ای، پیچدگی های بازار حرفه، فرهنگ سازمانی، میزان اعتبار در جامعه بود. همچنین شرایط مداخله‌گر متشکل از عوامل اجتماعی، عوامل سیاسی اقتصادی، تبعیض جنسیتی بود. در ادامه نتایج نشان داد که راهبردها ازاز عوامل ارائه محتوای جذاب و مناسب بانوان، تأیید اجتماعی، بازاریابی توسط شبکه های اجتماعی، ارزش آفرینی تشکیل شده است. در نهایت نتایج نشان داد که پیامدها شامل عوامل توسعه اجتماعی برای بانوان ورزشکار، توسعه پایدار،پیامدهای اقتصادی، پیامدهای فردی برای بانوان ورزشکار، منافع اجتماعی. مقوله محوری: پدیده های اجتماعی، پدیده فرهنگی، پدیده های تبلیغاتی بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی درآمدزایی نوین در باشگاه های ورزشی خصوصی با رویکرد بازاریابی کارآفرینانه</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64179.html</link>
      <description>هدف این مطالعه ارائه الگوی درآمدزایی نوین در باشگاه‌های ورزشی خصوصی با رویکرد بازاریابی کارآفرینانه بود. روش این پژوهش کیفی و رویکرد آن تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان این پژوهش را مالکان و مدیران باشگاه های ورزشی استان ایلام و اساتید دانشگاه تشکیل می دادند. روش نمونه گیری هدفمند بود و مبتنی بر اشباع نظری با 21 نفر مصاحبه شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته برای ارزیابی اعتبار و قابلیت اطمینان به نتایج از راهبردهای باورپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری و قابلیت اعتماد استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. نتایج نشان داد الگوی درآمدزایی نوین در باشگاه های ورزشی خصوصی با رویکرد بازاریابی کارآفرینانه دارای 69 مضمون پایه، 14 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر به نام های جریان های درآمدی و هزینه، اصول بازاریابی باشگاه های ورزشی، شکل گیری ذهنیت بازاریابی کارآفرینانه و هدف بازاریابی کارآفرینانه است که نشان می دهد فرایند بازاریابی کارآفرینانه در باشگاه های مذکور براساس محرک های هزینه های تأسیس و هزینه های عملیاتی و محدود بودن درآمد باشگاه های ورزشی خصوصی به  درآمد از اشتراک و درآمد از محل باشگاه آغاز و با بهینه‌سازی منابع و افزایش بهره‌وری و افزایش درآمد خاتمه پیدا می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل شبیه سازی مبتنی بر سناریوی مطلوب برای پیش بینی توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال در مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64193.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل شبیه‌سازی مبتنی بر سناریوی مطلوب برای پیش‌بینی توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال در مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران بود. روش پژوهش حاضر آمیخته (کیفی و کمی)، کاربردی و از نوع توصیفی - تحلیلی بود. در بخش کیفی، محورهای اصلی و فرعی توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 16 نفر از استادان دانشگاه، مدیران و کارشناسان مناطق آزاد و به روش گلوله‌برفی گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شد. در بخش کمی، پرسشنامه بین 31 نفر از خبرگان به‌روش قضاوتی توزیع گردید. عوامل شناسایی‌شده با دلفی فازی اولویت‌بندی، سناریوها با طراحی آزمایش تاگوچی تدوین و در نهایت سناریوی مطلوب با مدل‌سازی پویایی سیستم و عامل‌بنیان شبیه‌سازی شد. براساس نتایج پژوهش 5 مضمون اصلی (حکمرانی نوین در گردشگری ورزشی فیجیتال، اقتصادی، زیرساختی، فناوری‌های هوشمند و بازاریابی فیجیتال) شناسایی شد که عامل حکمرانی نوین در گردشگری ورزشی فیجیتال به‌عنوان تأثیرگذارترین عامل شناخته شد و همچنین نتایج شبیه‌سازی نشان داد که با اعمال سناریوی مطلوب، میزان توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال در مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران تا 83 درصد افزایش خواهد یافت. بنابراین باتوجه به نتایج پژوهش حاضر، مطلوب است تا مدیران گردشگری توجه ویژه‌ای روی عوامل مؤثر شناسایی شده بر توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال در مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران، به‌ویژه عامل حکمرانی نوین که نقش بسزایی در توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال دارند، داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رسانه‌های اجتماعی بر الگوهای تعامل بین ذی‌نفعان فوتبال عراق</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64194.html</link>
      <description>رسانه‌های اجتماعی طی سال‌های اخیر ساختارهای ارتباطی فوتبال عراق را دگرگون ساخته و موجب شکل‌گیری الگوهای تازه‌ای از تعامل میان ذی‌نفعان این حوزه شده‌اند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهره‌گیری از روش نتنوگرافی، به بررسی نقش شبکه‌های اجتماعی در بازتعریف روابط میان باشگاه‌ها، بازیکنان، هواداران، رسانه‌ها و نهادهای ورزشی پرداخته است. جامعه پژوهش شامل کاربران فعال عراقی در صفحات و گروه‌های هواداری فوتبال بوده که بر اساس نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مشاهده مستقیم تعاملات دیجیتال و انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد و سپس با استفاده از تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد که فضای مجازی نه تنها جایگزین کانال‌های ارتباطی رسمی شده، بلکه به بستری پویا برای مشارکت مستقیم و بازتولید قدرت ارتباطی بدل گشته است. در این میان، نقش هواداران و تولیدکنندگان محتوای غیررسمی پررنگ‌تر از گذشته شده و اعتبار منابع بیش از آنکه به جایگاه نهادی وابسته باشد، بر اساس کیفیت اطلاعات، سابقه فعالیت و میزان تعامل کاربران تعریف می‌شود. از سوی دیگر، رسانه‌های اجتماعی گاهی به تقویت انسجام و همبستگی جمعی یاری رسانده و در شرایط دیگر به بروز تنش‌ها و اختلافات منجر می‌شوند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود باشگاه‌ها و نهادهای ورزشی عراق استراتژی‌های ارتباطی خود را متناسب با این تحولات بازنگری کرده و به سمت تعامل دوسویه، شفافیت و همکاری گسترده‌تر با جامعه هواداری حرکت کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌یابی تأثیر تجربه مشتری تماشاگران ورزش‌های الکترونیک بر قصد خرید برندهای حامی با نقش میانجی هویت‌یابی اجتماعی</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64197.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، مدل‌یابی تأثیر تجربه مشتری تماشاگران ورزش‌های الکترونیک بر قصد خرید برندهای حامی با نقش میانجی هویت‌یابی اجتماعی بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی با رویکرد مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش، تماشاگران ایرانی ورزش‌های الکترونیک بودند که حداقل حجم نمونه مورد نیاز با استفاده از نرم‌افزار G*Power برآورد و در نهایت نمونه‌ای به حجم ۳۲۴ نفر با روش نمونه‌گیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه آنلاین استاندارد شامل مقیاس‌های تجربه مشتری (هسو و تسو، ۲۰۱۱)، هویت‌یابی اجتماعی (هو و همکاران، ۲۰۱۷) و قصد خرید (بیسکایا و همکاران، ۲۰۱۳) بود که روایی و پایایی آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. فرضیه‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و رویه بوت‌استرپینگ در نرم‌افزار SmartPLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ابعاد شناختی، عاطفی، حسی و اجتماعی تجربه مشتری، تأثیر مثبت و معناداری بر هویت‌یابی اجتماعی دارند. همچنین، هویت‌یابی اجتماعی تأثیر مثبت و قدرتمندی بر قصد خرید از برندهای حامی داشت و نقش میانجی آن در این روابط نیز تأیید شد. نتیجه‌گیری می‌شود که هویت‌یابی اجتماعی به عنوان یک مکانیسم روان‌شناختی کلیدی، تجربه مشتری را به نتایج تجاری برای حامیان مالی پیوند می‌دهد و برندها باید بر خلق تجربیات غنی و چندبعدی با هدف تقویت این هویت تمرکز کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل معادلات ساختاری تأثیر تصویر حامی و هویت تیمی بر واکنش مصرف‌کنندگان ورزش‌های الکترونیکی با تأکید بر مشارکت</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64237.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل معادلات ساختاری تأثیر تصویر حامی و هویت تیمی بر واکنش مصرف‌کنندگان ورزش‌های الکترونیکی با تأکید بر مشارکت، با استفاده از مدل معادلات ساختاری است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی، از نظر راهبرد، کمی و همبستگی، و از نظر نحوه گردآوری داده‌ها، میدانی و مقطعی است. جامعه آماری شامل ورزشکاران و بینندگان فعال در حوزه ورزش‌های الکترونیکی بود که با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مذکور تعداد نمونه را برای توان آزمون 80 درصد 420 نمونه مکفی می‌دانست. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه بود که عوامل حامی‌گری از پرسشنامه کاستا و همکاران (2022)، برای سنجش تصویر حامی از پرسشنامه ادی و کورک (2018)، همچنین برای سنجش هویت تیمی از پرسشنامه تسوردیا و همکاران (2018) و برای سنجش مشارکت از پرسشنامه هوربل و همکاران (2016) و برای اندازه‌گیری متغیر واکنش به حمایت‌گری از پرسشنامه کاستا و همکاران (2022) استفاده شد. جهت بررسی و تحلیل داده‌ها از رویکرد مدل معادلات ساختاری استفاده گردید که از نرم افزار Smart PLS 3.2.9 برای تجزیه و تحلیل استفاده گردید. نتایج بدست آمده از ازمون مدل معادلات ساختاری نشان داد که، مولفه های فراگیری حامی، خلوص نیت حامی، نگرش به حامی و متغیر هویت تیمی بر تصویر حامی اثرگذار است. همچنین نتایج نشان دادکه تصویر حامی و مشارکت شرکننده گان بر علاقه، قصد خرید و تبلیغات شفاهی مصرف کننده گان ورزش های الکترونیک اثرگذار است. یافته‌های تحقیق نشان داد که حمایت مالی و هویت تیمی از طریق ارتقاء مشارکت و بهبود تصویر حامی، تأثیر معناداری بر واکنش مصرف‌کنندگان دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی ساختاری تفسیری برندسازی لیگ برتر فوتبال ایران</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64240.html</link>
      <description>هدف این مطالعه، ارائه‌ی مدلی ساختاری-تفسیری برای برندسازی لیگ برتر فوتبال ایران بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، از روش دلفی فازی برای دستیابی به اجماع نظر گروهی از خبرگان در مورد عوامل کلیدی و نامشخص برندسازی استفاده شد و در بخش کمی، مدل‌سازی ساختاری تفسیری به‌منظور تبیین روابط پیچیده و ساختار سلسله‌مراتبی میان این عوامل به کار رفت. مشارکت‌کنندگان شامل مدیران و کارشناسان ورزشی، مدیران سازمان لیگ برتر فوتبال ایران و مدیران باشگاه‌های ورزشی بودند که به‌صورت هدفمند و بر اساس معیارهایی نظیر داشتن مدرک تحصیلی مرتبط (کارشناسی ارشد و بالاتر)، بیش از ۱۰ سال سابقه اجرایی یا پژوهشی در حوزه مدیریت ورزش، آشنایی تخصصی با مسائل برندسازی ورزشی و تمایل به همکاری، ۱۴ نفر از آنان انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ی دلفی و ماتریس زوجی بود. روایی ابزار با روش روایی صوری و پایایی آن با ضریب کاپای کوهن تأیید شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش دلفی فازی در دو مرحله و مدل‌سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که از مجموع ۴۷ عامل شناسایی‌شده، ۱۶ عامل اهمیت بیشتری دارند که در شش سطح طبقه‌بندی شدند. در بالاترین سطح، تجربه‌ی هواداری مثبت؛ در سطوح میانی عواملی مانند حضور بازیکنان و مربیان باکیفیت، تعامل مؤثر با هواداران، توسعه‌ی فرهنگ هواداری، استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال و جایگاه‌یابی مناسب در بازار؛ و در پایین‌ترین سطح عواملی نظیر ثبات مدیریت، تعهد و حمایت مدیران ارشد، همسویی استراتژی‌های باشگاه‌ها، خصوصی‌سازی واقعی باشگاه‌ها، شفافیت مالی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی قرار گرفتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای توسعه پایدار ورزش دانشگاهی عراق با رویکرد بازاریابی چندکاناله</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64245.html</link>
      <description>با توجه به نقش فزاینده بازاریابی نوین در تحول نظام ورزش آموزش عالی، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل راهبردهای توسعه پایدار ورزش دانشگاهی عراق با رویکرد بازاریابی چندکاناله انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون و نرم‌افزار MAXQDA صورت گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 14 نفر از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی و مسئولان ورزش دانشگاهی که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و سپس کدگذاری و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که توسعه بازاریابی چندکاناله در ورزش دانشگاهی عراق بر شش دسته راهبردی شامل راهبردهای مدیریتی، آموزشی، فناورانه، فرهنگی–اجتماعی، اقتصادی و عملیاتی–زیرساختی استوار است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بهره‌گیری از بازاریابی چندکاناله می‌تواند منجر به افزایش مشارکت دانشجویان، ارتقای جایگاه ورزش دانشگاهی در سطح ملی و منطقه‌ای، تنوع‌بخشی به منابع مالی و ایجاد اکوسیستم پایدار در ورزش دانشگاهی عراق شود. در میان مضامین شناسایی‌شده، راهبردهای اقتصادی بیشترین اهمیت را در تحقق توسعه پایدار ورزش دانشگاهی دارا بودند، در حالی که راهبردهای فرهنگی–اجتماعی از کمترین اهمیت نسبی برخوردار بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد بازاریابی اجتماعی در ترویج سواد بدنی کودکان: یک مدل ساختاری-تفسیری</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64247.html</link>
      <description>هدف این پژوهش ارائه یک مدل ساختاری-تفسیری برای کاربرد بازاریابی اجتماعی در ترویج سواد بدنی کودکان بود. این پژوهش از نظر ماهیت، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از مدل‌سازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. مشارکت‌کنندگان این پژوهش را در هر دو بخش اساتید، مربیان و مدیران متخصص در حوزه بازاریابی اجتماعی و سواد بدنی تشکیل می‌دادند. انتخاب این افراد به صورت هدفمند بود و برحسب اشباع نظری 18 نفر انتخاب شدند. در بخش کیفی روایی و پایایی از طریق معیارهای چهارگانه گوبا و لینکلن (1985) تأیید شد. در بخش کمی، روایی محتوایی از طریق انتخاب هدفمند خبرگان و پایایی از طریق اجماع نظرات (بر اساس مد) تضمین گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل مضمون، مدل‌سازی ساختاری-تفسیری و تحلیل میک‌مک استفاده گردید. یافته‌ها نشان داد که عوامل شناسایی‌شده در یک مدل پنج سطحی طبقه‌بندی می‌شوند. در پایین‌ترین سطوح (سطح 5) پیش‌ران‌ها و چالش‌های محیطی و (سطح 4) قابلیت نهادی و همکاری بین سازمانی قرار گرفتند. در سطح میانی (محرک‌های بازاریابی)، (سطح 3) آمیخته بازاریابی اجتماعی و اثربخشی فرایندها شناسایی شدند. در سطوح بالاتر (سطح 2) فرصت‌ها و محیط‌های ورزشی و تحول در سازوکارها و در سطح نهایی (سطح 1) ارتقا سواد بدنی، رشد فراگیر مشارکت ورزشی و کارکردهای آن‌ها قرار گرفتند. این نتایج نشان می‌دهد که بکارگیری بازاریابی اجتماعی یک فرایند محوری، چندسطحی و وابسته به بسترهای محیطی و نهادی است. این مدل، نقشه راهبردی جامعی برای سیاست‌گذاران و مجریان حوزه ورزش کودکان ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تعامل مشتری بر ارزش ویژه برند باشگاه های ورزشی با تاکید بر اعتماد برند و هویت برند</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64263.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر تبیین نقش تعامل مشتری بر ارزش ویژه برند باشگاه های ورزشی ایروبیک استان یزد با نقش میانجی گری اعتماد برند و هویت برند بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و به شیوه پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش مشتریان باشگاه های ورزشی ایروبیک استان یزد بودند. با توجه به نامشخص بودن حجم دقیق جامعه، نمونه آماری با فرض نامحدود بودن جامعه و بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۳۸۴ نفر تعیین شد. ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه‌های استاندارد تعامل مشتری (Lee &amp;amp;amp; Park, 2024)، اعتماد برند (Roest  &amp;amp;amp; de Graaf, 2023)، هویت برند (Alakkas et al., 2022)  و ارزش ویژه برند (Azimzadeh et al., 2019) بود. پایایی پرسش‌نامه‌ها با استفاده از آزمون آفای کرونباخ به ترتیب 84/0، 76/0، 81/0، 85/0 برآورد گردید. یافته‌های حاصل از تحلیل داده‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری، حاکی از آن بود که تعامل مشتری بر ارزش ویژه برند، اعتماد برند و هویت برند تاثیر مثبت و معناداری داشت، همچنین اعتماد برند و هویت برند بر ارزش ویژه برند، اثر مثبت و معناداری داشتند. لذا مدیران باشگاه های ورزشی با بهره‌گیری و توجه به ابعاد موثر بر تعامل با مشتریان به ارتقای اعتماد به برند مشتریان و شکل‌گیری هویت برند کمک نمایند، تا بدین‌وسیله ارزش ویژه برند باشگاه خود را در میان مشتریان هدف به طرز محسوسی افزایش دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مولفه‌های الگوی اخلاق تجاری در مدیریت باشگاه‌های حرفه‌ای ورزش ایران: رویکرد کنترل چالش‌هایی تعاملات تجاری</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64326.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی اخلاق تجاری مدیریت باشگاه‌های حرفه‌ای ورزش ایران، به بررسی پیچیدگی‌های اخلاقی در مدیریت ورزشی اجرا شد. فرآیند پژوهش با انتخاب حوزه بر اساس علاقه پژوهشگر به اخلاق تجاری بدون چارچوب اولیه آغاز گردید، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 24 مشارکت‌کننده به صورت نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انجام شد. تجزیه و تحلیل با کدگذاری باز خط‌به‌خط، مقایسه مداوم کدها، نمونه‌گیری نظری برای غنی‌سازی مقولات، تمرکز بر مقوله مرکزی، توسعه نظریه از یادداشت‌های تحلیلی و توقف در اشباع نظری انجام گرفت. یافته‌ها از 156 کد اولیه استخراج‌شد. مقوله های کلیدی شامل شفافیت مالی و قراردادی (مانند صداقت در قراردادها و وضوح اهداف مالی)، پرهیز از تعارض منافع (مانند بی‌طرفی مالی و تفکیک مسئولیت‌ها)، تعامل اخلاقی با رسانه و جامعه (مانند مسئولیت در تبلیغات و پاسخ‌گویی اجتماعی)، نهادینه‌سازی ارزش‌ها در ساختار سازمانی (مانند درونی‌سازی ارزش‌ها و تهیه منشور اخلاقی)، آموزش و انتقال ارزش‌ها (مانند آموزش مکرر و الگوسازی رفتاری)، پاسخ‌گویی و گزارش‌دهی اخلاق‌محور (مانند گزارش‌دهی اخلاقی و پذیرش خطا)، و مدیریت فشارهای بیرونی با حفظ اصول (مانند ایستادگی در بحران و پایداری اخلاقی) بدست آمد. نتیجه‌گیری نهایی تأکید دارد که این مدل نه تنها اخلاق را به عنوان محور تصمیم‌سازی قرار می‌دهد، بلکه تعادل میان منافع اقتصادی و اجتماعی را برقرار کرده و الگویی عملی برای باشگاه‌های ورزشی ارائه می‌دهد، با پیشنهادهایی مانند سیستم بلاکچین برای شفافیت، برنامه‌های آموزشی مجازی و کمیته اخلاق دیجیتال برای پیاده‌سازی نوآورانه، به مدیران، پژوهش ها آتی آمیخته و دیجیتال را پیشنهاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین اثر رفتار شبکه‌سازی فروشندگان ورزشی بر قصد خرید مشتریان با نقش میانجی درگیری مشتری</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64348.html</link>
      <description>چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتار شبکه‌سازی فروشندگان محصولات ورزشی بر قصد خرید مشتریان و نقش میانجی درگیر کردن مشتریان انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل فروشندگان محصولات ورزشی و مشتریان آن‌ها در شهر ارومیه بود. حجم نمونه شامل 131 فروشنده (کل شمار) و 393 مشتری (روش غیر تصادفی در دسترس) می‌شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های استاندارد جمع‌آوری گردید که شامل پرسشنامه رفتار شبکه‌سازی مکینتاش و کراش (2017)، پرسشنامه درگیری مشتریان هالبک و همکاران (2014) و پرسشنامه قصد خرید چیو و همکاران (2018) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرم‌افزار PLS انجام شد. نتایج نشان داد که رفتار شبکه‌سازی فروشندگان محصولات ورزشی تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید مشتریان و درگیر کردن آن‌ها دارد (P ≤ 0.01). همچنین، درگیر کردن مشتریان تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید داشت (P ≤ 0.01)؛ و نقش میانجی آن در رابطه بین رفتار شبکه‌سازی و قصد خرید تأیید شد (P ≤ 0.01). این یافته‌ها حاکی از آن است که شبکه‌سازی فروشندگان می‌تواند از طریق تقویت درگیری عاطفی، شناختی و رفتاری مشتریان، تمایل آن‌ها به خرید را افزایش دهد. مطالعه حاضر چارچوبی کاربردی برای بهبود استراتژی‌های بازاریابی در صنعت ورزش ارائه می‌دهد و بر اهمیت تعاملات هدفمند فروشندگان با مشتریان تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تعامل شناختی و عاطفی بر تبلیغ‌گرایی هواداران ورزشی: نقش میانجی عشق به برند (مطالعه موردی: لیگ برتر فوتبال ایران)</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64378.html</link>
      <description>ورزش، به‌ویژه فوتبال، یکی از مهم‌ترین پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی در جوامع معاصر است. هواداران ورزشی علاوه بر نقش مصرف‌کننده، به‌عنوان ابزار تبلیغاتی مؤثر برای تیم‌ها نیز عمل می‌کنند. نوع تعامل شناختی و عاطفی آن‌ها با برند تیم می‌تواند رفتارهای تبلیغی‌شان را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تعامل شناختی و عاطفی هواداران بر تبلیغ‌گرایی ورزشی، با نقش میانجی عشق به برند، در میان هواداران تیم‌های لیگ برتر فوتبال ایران انجام شد. این مطالعه کاربردی و به روش توصیفی–همبستگی اجرا گردید. جامعه آماری شامل هواداران ۱۶ تیم لیگ برتر در سال ۱۴۰۳ بود و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد. با استفاده از پرسشنامه استاندارد شامل مقیاس تعامل شناختی و عاطفی Hollebeek et al. (2014).، مقیاس عشق به برند Carroll &amp;amp;amp; Ahuvia (2006)، مدل عشق برند ورزشی Tavormina (2013)، و ابعاد رفتار تبلیغ‌گرایانه برگرفته از Bagozzi et al. (2016) و Amani (2025) گردآوری شد. نمونه‌گیری به‌صورت غیرتصادفی دردسترس انجام گرفت. پایایی ابزارها بر اساس آلفای کرونباخ و با مقدار بالاتر از 0.7 تأیید شد. تحلیل داده‌ها با مدل معادلات ساختاری و نرم‌افزار SmartPLS 3.0 صورت گرفت. نتایج نشان داد تعامل شناختی و عاطفی هر دو تأثیر مثبت و معناداری بر عشق برند دارند و به‌طور مستقیم رفتار تبلیغ‌گرایانه هواداران را تقویت می‌کنند. همچنین عشق برند اثر مثبت و معناداری بر تبلیغ‌گرایی داشته و نقش میانجی در رابطه بین تعامل شناختی و عاطفی و رفتار تبلیغ‌گرایانه ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری عوامل تعیین‌کننده پذیرش بلاک‌چین در بازاریابی باشگاه‌های فوتبال ایران</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64455.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، تحلیل ساختاری عوامل تعیین‌کننده پذیرش بلاک‌چین در بازاریابی باشگاه‌های فوتبال ایران با استفاده از روش آمیخته اکتشافی متوالی (تحلیل مضمون و دیمتل) بود. در مرحله کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ صاحب‌نظر اکوسیستم فوتبال و فناوری که به روش هدفمند و تا اشباع نظری انتخاب شدند، گردآوری گردید. در مرحله کمی، یک پانل ۱۲ نفره از خبرگان دانشگاهی و اجرایی به پرسشنامه محقق‌ساخته دیمتل (مبتنی بر ۱۲ مضمون نهایی) پاسخ دادند. روایی و پایایی ابزارها و یافته‌ها در هر دو بخش با راهبردهای متناسبی چون بررسی همکار، روایی محتوا و پایایی گروهی تأیید شد. داده‌های کیفی با روش تحلیل مضمون (براون و کلارک) و داده‌های کمی با تکنیک دیمتل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های کیفی منجر به شناسایی 232 مضمون پایه، ۲۵ مضمون سازمان‌دهنده و ۱۲ مضمون فراگیر شد. نتایج تحلیل ساختاری نشان داد که عواملی چون «توانمندسازی فناورانه و دانشی» و «فقدان زیرساخت و راهبرد کلان» نقش علّی (تأثیرگذار) اصلی را ایفا می‌کنند، در حالی که عواملی مانند «زیرساخت نهادی و تنظیم‌گری» و «بلوغ تدریجی پذیرش فناورانه» دارای نقش معلولی (تأثیرپذیر) هستند. همچنین، «ارزش‌آفرینی فناورانه و اقتصادی» به همراه «تنگناهای سیاستی» و «فقدان زیرساخت»، بیشترین تعاملات سیستمی را در شبکه روابط نشان دادند. این نتایج بیانگر آن است که ورود موفق بلاک‌چین به فوتبال ایران، یک فرآیند خودکار یا صرفاً فنی نیست، بلکه یک تحول راهبردی است که نیازمند تمرکز بر عوامل ریشه‌ای و محرک‌های اصلی سیستم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چابکی یادگیری و عملکرد مالی و اجتماعی شرکت‌های تولیدکننده کالاهای ورزشی: نقش تعدیل‌کننده بازارگرایی پایدار</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64456.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی اثر چابکی یادگیری بر عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی شرکت‌های تولیدکننده کالاهای ورزشی و نیز آزمون نقش تعدیل‌گر بازارگرایی پایدار در این روابط بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری داده‌ها، توصیفی–پیمایشی و به‌صورت مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران، سرپرستان و کارشناسان شاغل در بخش‌های مدیریتی و بازاریابی شرکت‌های تولیدکننده کالاهای ورزشی ایران بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جوامع نامحدود برآورد گردید. داده‌ها با روش نمونه‌گیری در دسترس و از طریق پرسشنامه‌های استاندارد گردآوری شد و پس از حذف موارد ناقص، 391 پرسشنامه برای تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفت. روایی و پایایی ابزار با شاخص‌های آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، AVE و HTMT ارزیابی و تأیید شد. برای آزمون فرضیه‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار SmartPLS3 و بوت‌استرپ 5000 تکرار استفاده گردید. نتایج نشان داد چابکی یادگیری بر عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی اثر مثبت و معنادار دارد. همچنین بازارگرایی پایدار رابطه چابکی یادگیری و عملکرد اجتماعی را به‌طور معناداری تعدیل کرد، اما نقش تعدیلی آن برای عملکرد مالی تأیید نشد. بر این اساس، تقویت سازوکارهای یادگیری سریع و هم‌راستاسازی آن با جهت‌گیری‌های پایدار می‌تواند به ارتقای هم‌زمان نتایج اقتصادی و اجتماعی در صنعت کالاهای ورزشی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی زمینه توسعه ‌فرهنگ ‌برند ‌‌در سازمان ورزشی</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64464.html</link>
      <description>این پژوهش به استخراج مضامین توسعه فرهنگ برند در سازمان ورزشی پرداخته است. روش تحقیق کیفی و جامعه آماری شامل اساتید دانشگاه، مدیران و متخصصین بازاریابی ورزشی در شهر اصفهان بود. مصاحبه تا اشباع نظری اطلاعات ادامه یافت و در مجموع 10 مصاحبه انجام شد و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل داده‌ها به کار گرفته شد.در این مطالعه، برای ارزیابی روایی و پایایی پژوهش، رویکرد کدگذاری کرسول و پوث و از روش‌ پیشنهادی رائو و پری استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مضامین اصلی شامل "تعیین ارزش‌ها و ویژگی‌های منحصر به فرد مدیریتی"، "مدیریت ارتباط و تعامل با مشتری"، "مشارکت کارکنان در توسعه فرهنگ برند"، "ایجاد محتوای جذاب با کیفیت"، "سازگاری و انعطاف‌پذیری توسعه الکترونیکی"، "خلق تجربه‌ای منحصربه‌فرد" و "ارزیابی و تطبیق" می‌باشد. این مضامین می‌توانند به مدیران و کارشناسان سازمان‌های ورزشی در طراحی و اجرای استراتژی‌های موثر برندسازی کمک کنند و زمینه‌ساز موفقیت و ماندگاری آن ها در بازار رقابتی باشد.نتیجه‌گیری کلی این پژوهش نشان می‌دهد که فرهنگ برند در سازمان‌های ورزشی نه‌تنها برای جذب و حفظ مشتریان بلکه برای تقویت روحیه و انگیزه کارکنان و حفظ استعدادها نیز اهمیتی حیاتی دارد.توانمندی سازمان‌ها در ایجاد و تثبیت این فرهنگ، با تمرکز بر مضامین کلیدی شناسایی‌شده، می‌تواند به بهبود عملکرد برند و نیز تأثیر مثبت بر سایر جنبه‌های سازمان مانند جذب استعدادهای جدید و رشد بازار بینجامد. این تحقیق بر ضرورت ارزیابی و تطبیق مداوم استراتژی‌های فرهنگی برند تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوب یکپارچه برای تحلیل اثربخشی صحه‌گذاری افراد مشهور در تبلیغات ورزشی: یک فراترکیب مبتنی بر روش‌های سنتی، بازاریابی عصبی و هوش مصنوعی</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64551.html</link>
      <description>چکیده
این مطالعه با هدف توسعه یک چارچوب مفهومی یکپارچه چندسطحی برای تبیین اثربخشی صحه‌گذاری افراد مشهور در تبلیغات ورزشی، از طریق فراترکیب و تلفیق نظام‌مند یافته‌های حاصل از روش‌های سنتی، بازاریابی عصبی و هوش مصنوعی انجام شده است. در این راستا، داده‌های خودگزارشی (سطح آگاهانه)، شاخص‌های عصبی (سطح ناخودآگاه) و الگوهای کلان رفتاری (سطح داده‌محور) در قالب یک چارچوب تحلیلی سه‌لایه تلفیق شدند. با جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های  Scopus، Web of Science و Google Scholar، ۳۸ مطالعه مرتبط از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۲5 انتخاب و یافته‌های آن‌ها به‌صورت هم‌افزا تحلیل و تلفیق گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد صحه‌گذاری اعتماد به برند را افزایش می‌دهد، واکنش‌های عاطفی و توجه ناخودآگاه را تقویت می‌کند و نیت خرید را بالا می‌برد؛ در حالی که روش‌های سنتی به شناسایی ترجیحات کلی محدودند، ابزارهای عصبی واکنش‌های لحظه‌ای را با دقت بالاتر ثبت کرده و هوش مصنوعی رفتار را در مقیاس وسیع پیش‌بینی می‌کند. ترکیب این روش‌ها بهینه‌سازی طراحی تبلیغات و کاهش هزینه‌ها را ممکن می‌سازد. در نتیجه، این پژوهش چارچوبی سه‌لایه ارائه می‌دهد و پیشنهاد می‌کند برندهای ورزشی از این رویکرد برای تست پیش از انتشار و هدف‌گذاری دقیق‌تر بهره گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پذیرش و ارزش راهبردی ارتباطات بازاریابی رسانه‌های اجتماعی در باشگاه‌های والیبال ایران: مطالعه موردی چندگانه</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64563.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی پذیرش و ارزش راهبردی ارتباطات بازاریابی رسانه‌های اجتماعی در باشگاه‌های والیبال ایران در قالب یک مطالعه موردی چندگانه انجام شد. این مطالعه از نظر رویکرد، کیفی، از حیث هدف، اکتشافی و بر پارادایم تفسیرگرایی استوار بود. راهبرد پژوهش، مطالعه موردی چندگانه بود و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۴ مطلع کلیدی از ۱۴ باشگاه والیبال ایران گردآوری شد؛ این مشارکت‌کنندگان شامل مدیران اجرایی، مدیران و کارشناسان بازاریابی، مسئولان رسانه و روابط‌عمومی، ادمین‌های رسمی صفحات مجازی و مشاور ارتباطات دیجیتال بودند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و با استراتژی تنوع حداکثری انجام گرفت و تحلیل داده‌ها با رویکرد تحلیل محتوای کیفی استقرایی صورت پذیرفت. اعتمادپذیری یافته‌ها با معیارهای اعتبارپذیری، انتقال‌پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری تضمین گردید. یافته‌ها نشان داد که اینستاگرام هسته اصلی ارتباطات دیجیتال باشگاه‌های والیبال ایران را تشکیل می‌دهد و در کنار آن، پیام‌رسان‌هایی مانند واتس‌اپ و تلگرام نقش مکمل دارند. همچنین، پذیرش ارتباطات بازاریابی در رسانه‌های اجتماعی در قالب 11 مضمون اصلی شامل ارتقای آگاهی و اعتبار برند، مدیریت سرمایه اجتماعی، چابکی در اطلاع‌رسانی، توسعه ظرفیت جذب حامی مالی، جذب استعدادها، مزیت هزینه‌ای، تعامل دیجیتال، بازاریابی رویداد، یادگیری بازار، برندسازی روایی و تجاری‌سازی قابل تبیین است. این نتیجه نشان می‌دهد که ارزش استراتژیک رسانه‌های اجتماعی در باشگاه‌های والیبال ایران ماهیتی چندلایه و ظرفیت‌محور دارد و از سطح کارکردهای عملیاتی فراتر رفته و به ابزاری برای برندسازی، تعامل با هواداران و توسعه فرصت‌های تجاری تبدیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر بازاریابی پاسخگو در شرایط بحرانی (شناسایی و اولویت بندی)</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64596.html</link>
      <description>بازاریابی پاسخگو در شرایط بحرانی برای باشگاه‌های لیگ برتر فوتبال ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا استمرار مالی، حفظ سرمایه اجتماعی هواداران و پایداری عملکرد باشگاه را به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار می‌دهد این پژوهش باهدف بررسی عوامل موثر بر توسعه بازاریابی پاسخگو در شرایط بحرانی در باشگاه های لیگ برتر فوتبال انجام‌ شده است. روش پژوهش بر اساس هدف کاربردی-توسعه ای بود که با رویکرد استقرایی و به‌صورت ترکیبی انجام شد. روش بخش کیفی ازنظر استراتژی، اکتشافی بود و روش بخش کمی نیز به صورت تحلیل سلسله مراتبی فازی انجام گردید. جامعه آماری متخصصان حوزه مدیریت بوده است. در نهایت 18 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده تکنیک گلوله برفی و با معیار رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه و پرسشنامه مقایسات زوجی بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نظریه سازی داده بنیاد و تحلیل سلسله مراتبی فازی انجام شد. برای پاسخ به سوال پس از بررسی مصاحبه های انجام شده و نظرات دوباره ی مصاحبه شوندگان سرانجام 11 عامل اصلی به عنوان عوامل بازاریابی پاسخگو در شرایط بحرانی در باشگاه های لیگ برتر فوتبال در نظر گرفته شد. این عوامل عبارتند از کاهش هزینه تبادل، افزایش اعتبار، منشا اثر بودن، ایجاد سرمایه اجتماعی، پذیرش اجتماعی ، الزامات ارتباطی، الزامات توسعه ای، چشم انداز،  ارتقای تعهد عاطفی مشتری، الزامات فناوری ، و الزامات خدماتی در بخش کیفی شناسایی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه کیفی روش‌های تبلیغاتی اینفلوئنسرهای ورزشی و تأثیر آن بر رفتار مصرف‌کنندگان محصولات و خدمات ورزشی در رسانه‌های اجتماعی</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64597.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های کلیدی و تدوین نظریه اقدام درباره تأثیر روش‌های تبلیغاتی تأیید اینفلوئنسرهای ورزشی بر رفتار مصرف‌کنندگان محصولات و خدمات ورزشی در رسانه‌های اجتماعی انجام شد. این مطالعه از نظر رویکرد، کیفی، از حیث هدف، کاربردی-توسعه‌ای و بر پارادایم تفسیری-برساختی استوار بود. راهبرد پژوهش، نظریه‌پردازی داده‌بنیاد با رویکرد کلاسیک گلیزر بود و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 19 نفر از خبرگان و مطلعان کلیدی شامل اعضای هیئت علمی، متخصصان بازاریابی و تبلیغات، اینفلوئنسرهای ورزشی، خبرنگاران ورزشی و کارشناسان تولید محتوا گردآوری شد. نمونه‌گیری به‌صورت نظری انجام گرفت و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش مقایسه مداوم و در قالب کدگذاری باز، گزینشی و نظری صورت پذیرفت. اعتمادپذیری یافته‌ها نیز با معیارهای اعتبارپذیری، انتقال‌پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری تضمین گردید. یافته‌ها 60 مفهوم نهایی، 10 مؤلفه فرعی و 4 مقوله اصلی شامل ویژگی‌های اینفلوئنسر ورزشی به‌عنوان منبع پیام، محتوای تبلیغاتی و شیوه ارائه، تعامل و شبکه اجتماعی و پیامدهای رفتاری مصرف‌کننده را نشان داد. همچنین، مقوله هسته پژوهش با عنوان &amp;amp;laquo;ترغیب اعتمادمحور در بستر تعامل اجتماعی&amp;amp;raquo; صورت‌بندی شد. این نتیجه نشان می‌دهد که اثرگذاری روش‌های تبلیغاتی اینفلوئنسرهای ورزشی ماهیتی چندلایه و فرایندی دارد و از سطح معرفی ساده محصول فراتر رفته و در قالب زنجیره‌ای از اعتماد به منبع، کیفیت و تناسب پیام، تعامل اجتماعی و پیامدهای رفتاری پایدار بر مصرف‌کننده عمل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی پیشایندها و پیامدهای مدیریت کیفیت رابطه هوادار-باشگاه در بستر لیگ برتر فوتبال ایران</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64599.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارائه الگوی پیشایندها و پیامدهای مدیریت کیفیت رابطه هوادار–باشگاه در بستر لیگ برتر فوتبال ایران انجام شد. روش تحقیق کیفی اکتشافی و راهبرد آن تحلیل مضمون بود. جامعه پژوهش را خبرگان و مطلعان کلیدی حوزه فوتبال حرفه‌ای (مدیران و معاونان باشگاه‌ها، مسئولان ارتباط با هوادار، متخصصان بازاریابی ورزشی و اعضای هیئت‌علمی) تشکیل دادند که با نمونه‌گیری هدفمند و سپس گلوله‌برفی انتخاب شدند؛ حجم نمونه بر اساس اشباع نظری 17 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود. برای اطمینان از روایی و پایایی/اعتمادپذیری از معیارهای اعتبارپذیری، انتقال‌پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری استفاده شد. تحلیل مضمون بر مبنای الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (2006) انجام شد. یافته‌ها به استخراج 76 مضمون پایه، 16 مضمون سازمان‌دهنده و 3 مضمون فراگیر پیشایندهای کیفیت رابطه (تاکتیک‌های ساختاری–مدیریتی، حکمرانی ارتباطی و رسانه‌ای، سازوکار مشارکت و صدای هوادار، تاکتیک‌های اجتماعی–عاطفی، تجربه هواداری و کیفیت تماس، تاکتیک‌های اقتصادی–مشوقی، عدالت و اصالت در منافع)، فرآیند کیفیت رابطه (اعتماد نهادی، اعتبار و قابلیت اتکای باشگاه، تعهد عاطفی، تعهد تداومی و هنجاری، صمیمیت و یگانگی، هم‌هویتی و هم‌آفرینی معنا) و پیامدهای کیفیت رابطه (وفاداری رفتاری، رفتار شهروندی هواداری، تاب‌آوری و ارزش‌آفرینی پایدار) منجر شد. این نتیجه نشان می‌دهد کیفیت رابطه در فوتبال ایران فرایندی چندلایه و حکمرانی‌محور است که از مسیر اعتماد، اتکاپذیری و هم‌هویتی به پیامدهای اقتصادی–اجتماعی پایدار می‌رسد؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود باشگاه‌ها با نهادینه‌سازی شفافیت، پاسخ‌گویی، مشارکت واقعی هوادار، استانداردسازی تجربه روز مسابقه و پایش شاخص‌های رابطه‌محور، از مدیریت کمپینی به مدیریت نظام‌مند رابطه گذار کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی الگوی ذهنی مصرف‌کنندگان در فرآیند خرید آنلاین محصولات ورزشی</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64662.html</link>
      <description>با گسترش روزافزون خرید آنلاین، رفتار مصرف‌کنندگان در محیط‌های دیجیتال به یکی از موضوعات مهم پژوهشی در حوزه رفتار مصرف‌کننده تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر، واکاوی الگوهای ذهنی مصرف‌کنندگان در فرآیند خرید آنلاین محصولات ورزشی بود. این پژوهش از نظر هدف اکتشافی و از نظر ماهیت کیفی بوده و در چارچوب پارادایم تفسیری انجام شده است. داده‌ها از طریق بیست و هفت مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند با رویکرد حداکثر تنوع انجام گرفت و جهت دسترسی به مشارکت‌کنندگان بیشتر، از روش گلوله برفی نیز بهره گرفته شد و گردآوری داده‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش تحلیل تماتیک و مطابق با مراحل شش‌گانه براون و کلارک انجام شد. یافته‌های پژوهش به شناسایی چهار مضمون اصلی انجامید که عبارت‌اند از: ریسک‌های درک‌شده، جاذبه‌های درک‌شده خرید آنلاین، راهکارهای مدیریت ریسک و الگوهای رفتاری خرید شد. ریسک‌های درک‌شده شامل ریسک عملکردی، مالی، فیزیکی، زمانی، روانی، حریم خصوصی و تحویل بودند. در مقابل، جاذبه‌هایی نظیر سهولت دسترسی، تنوع گسترده، اطلاعات شفاف و لذت تجربه خرید، نقش محرک‌های مثبت تصمیم‌گیری را ایفا می‌کردند. همچنین، مصرف‌کنندگان از راهکارهایی همچون جستجوی فعال اطلاعات، اتکا به تجربه‌های پیشین، اعتبارسنجی فروشنده و توجه به تضمین‌های پس از خرید برای مدیریت ریسک و بازسازی احساس کنترل استفاده می‌کردند. تعامل این عوامل، الگوهای رفتاری متفاوتی از جمله خرید آنی، خرید محتاطانه، تعویق یا لغو خرید را شکل می‌داد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که خرید آنلاین محصولات ورزشی صرفاً یک کنش اقتصادی نیست، بلکه فرآیندی ذهنی–تفسیری و تجربه‌محور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین مدل ورود باشگاه‌های فوتبال ایران به ورزش‌های الکترونیک با تمرکز بر ارتقا برند</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64672.html</link>
      <description>در عصر دیجیتال، ورزش‌های الکترونیک به ابزاری مؤثر برای توسعه برند، تعامل اجتماعی و درآمدزایی تبدیل شده‌اند. ورود باشگاه‌های فوتبال ایران به این حوزه نیازمند رویکردی راهبردی و جامع با تمرکز بر تقویت هویت برند در میان نسل دیجیتال است. پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و توسعه ایی و از لحاظ ماهیت داده‌ها، کیفی است که بر اساس رویکرد تحلیل مضمون است. شرکت کنندگان شامل 14 نفر از مدیران باشگاه ها، بازاریابان ورزشی و اصحاب رسانه که با حوزه ورزش های الکترونیک و برندیگ اشنایی داشتند. فرایند مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری با 14 شرکت کننده ادامه یافت. روش نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد. ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. مدل نهایی تحقیق در 277 کد توصیفی، 42 کد تفسیری و 10 مضمون نهایی سازماندهی شد. عوامل اقتصادی و سرمایه‌گذاری با مدل‌های درآمدی پایدار و بازگشت سرمایه، عوامل فرهنگی و اجتماعی با پذیرش هواداری و توانمندسازی جامعه، و عوامل فناوری و زیرساختی با دسترسی به پلتفرم‌های دیجیتال و داده‌محوری، هم‌سو می‌شوند تا حضور برند را تقویت کنند. سازوکارهای قانونی و نهادی نیز ریسک‌های حقوقی را کاهش داده و ثبات راهبردی می‌آفرینند، در حالی که تعامل فرهنگ سازمانی با بازاریابی و هواداری و ارتباط فناوری با مدیریت و بازاریابی، سرعت توسعه برند را افزایش می‌دهند. نتیجه نهایی اینکه تنها از طریق یکپارچه‌سازی هم‌زمان این ده عامل در چارچوبی هم‌سو و قانونی با سرمایه‌گذاری فناورانه، می‌توان به توسعه مؤثر برند ای‌اسپورت دست یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>افزایش حمایت مالی از ورزش زنان در ایران: راهبردها و پیامدها</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64684.html</link>
      <description>هدف: این مطالعه به بررسی عواملی می‌پردازد که بر حمایت مالی و اسپانسرشیپ در ورزش زنان ایران تأثیر می‌گذارند.
روش‌شناسی: این تحقیق با رویکرد کیفی نظریه زمینه‌ای گلیزری، پویایی‌های موجود در جامعه ورزشی ایران را بررسی می‌کند. گروه مورد مطالعه، که به ۱۵ شرکت‌کننده محدود شده بود، با نقطه اشباع نظری تعیین شد. این گروه شامل چهره‌های کلیدی مانند روسای فدراسیون‌ها، مربیان و ورزشکاران، در کنار رهبران شرکت‌ها، اسپانسرها و محققان بود. جمع‌آوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های باز انجام شد که طیف وسیعی از دیدگاه‌ها را تضمین می‌کرد. تجزیه و تحلیل از یک فرآیند کدگذاری سه‌لایه ساختاریافته پیروی کرد که درک جامعی از روابط و فرآیندهای پیچیده‌ای که این بخش را تعریف می‌کنند، تسهیل می‌کند. یافته‌ها: استراتژی‌های مختلفی، از جمله ایجاد محیطی مساعد برای حمایت مالی، افزایش جذابیت برای حامیان مالی بالقوه، اصلاح قوانین و مقررات، ارائه مشوق‌ها، بهبود زیرساخت‌ها، استفاده از رسانه‌ها، آموزش کارکنان متخصص و اجرای طرح‌های فرهنگی، به طور قابل توجهی در جذب و افزایش حمایت مالی در ورزش زنان نقش داشته‌اند. این استراتژی‌ها تأثیر مثبتی بر پروفایل حامیان مالی و کل بخش ورزش زنان داشته‌اند و انتظار می‌رود اجرای موفقیت‌آمیز آنها منجر به آینده‌ای پررونق و پایدار برای ورزش زنان شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نقش بازاریابی ورزشی در تحقق توزیع منافع فوتبال حرفه‌ای ایران</title>
      <link>https://gsmsmr.uok.ac.ir/article_64685.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارائه الگوی نقش بازاریابی ورزشی در تحقق دموکراسی اقتصادی فوتبال حرفه‌ای ایران می باشد. روش پژوهش مطالعة موردی کیفی است و مشارکت‌کنندگان مدیران باشگاه های ورزشی هستند. با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، آگاهی دهندگان کلیدی )شامل19نفر ( برای شناسایی چارچوب ارائه الگوی نقش بازاریابی ورزشی در تحقق دموکراسی اقتصادی فوتبال حرفه‌ای ایران انتخاب شده اند و با آنها مصاحبه به عمل آمده است .ابزار مورد استفادهمصاحبه نیمه ساختمند) با گروه‌ها‌ی کانونی (و مطالعه اسناد بوده است.  برای تامین روایی و پایایی مطالعه از روش ارزیابی لینوکلن و گوبا استفاده شد. مدل پارادایمی این پژوهش بر اساس الگوی پارادایمی استراوس و کوربین طراحی شد. در این پژوهش چهار مقوله تحول ساختار مدیریتی و حکمرانی بازاریابی ورزشی، نوآوری و تنوع در ابزارهای بازاریابی ورزشی، توانمندسازی اقتصادی و فرهنگی ذی‌نفعان فوتبال و پویایی بازار و نظام تعاملات اقتصادی فوتبال به عنوان شرایط علی، بستر نهادی و سیاستی ورزش حرفه‌ای ، زیرساخت‌های فناورانه و رسانه‌ای فوتبال حرفه‌ای، ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه فوتبال ایران ، شرایط اقتصادی و صنعتی بازار ورزش کشور عوامل اصلی زمینه ای، دو مقوله موانع  نهادی در نظام مدیریت فوتبال ایران و موانع فرهنگی و فناورانه در بستر جامعه فوتبال به عنوان مقوله های مداخله گر شناسایی شد. مقوله محوری حاصل از شرایط علّی، بازاریابی مشارکتی و مردم‌پایه در فوتبال حرفه‌ای، نوآوری بازاریابی و تحول در مدل‌های درآمدی فوتبال و حکمرانی بازاریابی ورزشی با رویکرد دموکراتیک در نظر گرفته شده است</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
