مدیریت ورزشی، بازاریابی
اعظم مختارزاده؛ محسن بهنام؛ میثم نوری خان یوردی
چکیده
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتار شبکهسازی فروشندگان محصولات ورزشی بر قصد خرید مشتریان و نقش میانجی درگیر کردن مشتریان انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل فروشندگان محصولات ورزشی و مشتریان آنها در شهر ارومیه بود. حجم نمونه شامل 131 فروشنده (کل شمار) و 393 مشتری (روش ...
بیشتر
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتار شبکهسازی فروشندگان محصولات ورزشی بر قصد خرید مشتریان و نقش میانجی درگیر کردن مشتریان انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل فروشندگان محصولات ورزشی و مشتریان آنها در شهر ارومیه بود. حجم نمونه شامل 131 فروشنده (کل شمار) و 393 مشتری (روش غیر تصادفی در دسترس) میشد. دادهها از طریق پرسشنامههای استاندارد جمعآوری گردید که شامل پرسشنامه رفتار شبکهسازی مکینتاش و کراش (2017)، پرسشنامه درگیری مشتریان هالبک و همکاران (2014) و پرسشنامه قصد خرید چیو و همکاران (2018) بود. تحلیل دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرمافزار PLS انجام شد. نتایج نشان داد که رفتار شبکهسازی فروشندگان محصولات ورزشی تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید مشتریان و درگیر کردن آنها دارد (P ≤ 0.01). همچنین، درگیر کردن مشتریان تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید داشت (P ≤ 0.01)؛ و نقش میانجی آن در رابطه بین رفتار شبکهسازی و قصد خرید تأیید شد (P ≤ 0.01). این یافتهها حاکی از آن است که شبکهسازی فروشندگان میتواند از طریق تقویت درگیری عاطفی، شناختی و رفتاری مشتریان، تمایل آنها به خرید را افزایش دهد. مطالعه حاضر چارچوبی کاربردی برای بهبود استراتژیهای بازاریابی در صنعت ورزش ارائه میدهد و بر اهمیت تعاملات هدفمند فروشندگان با مشتریان تأکید دارد.
مدیریت ورزشی، بازاریابی
رامیار مسجدی؛ محسن بهنام؛ رقیه سرلاب
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر چابکی یادگیری بر عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی شرکتهای تولیدکننده کالاهای ورزشی و نیز آزمون نقش تعدیلگر بازارگرایی پایدار در این روابط بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری دادهها، توصیفی–پیمایشی و بهصورت مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران، سرپرستان و کارشناسان شاغل در ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر چابکی یادگیری بر عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی شرکتهای تولیدکننده کالاهای ورزشی و نیز آزمون نقش تعدیلگر بازارگرایی پایدار در این روابط بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری دادهها، توصیفی–پیمایشی و بهصورت مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران، سرپرستان و کارشناسان شاغل در بخشهای مدیریتی و بازاریابی شرکتهای تولیدکننده کالاهای ورزشی ایران بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جوامع نامحدود برآورد گردید. دادهها با روش نمونهگیری در دسترس و از طریق پرسشنامههای استاندارد گردآوری شد و پس از حذف موارد ناقص، 391 پرسشنامه برای تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفت. روایی و پایایی ابزار با شاخصهای آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، AVE و HTMT ارزیابی و تأیید شد. برای آزمون فرضیهها از مدلسازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی در نرمافزار SmartPLS3 و بوتاسترپ 5000 تکرار استفاده گردید. نتایج نشان داد چابکی یادگیری بر عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی اثر مثبت و معنادار دارد. همچنین بازارگرایی پایدار رابطه چابکی یادگیری و عملکرد اجتماعی را بهطور معناداری تعدیل کرد، اما نقش تعدیلی آن برای عملکرد مالی تأیید نشد. بر این اساس، تقویت سازوکارهای یادگیری سریع و همراستاسازی آن با جهتگیریهای پایدار میتواند به ارتقای همزمان نتایج اقتصادی و اجتماعی در صنعت کالاهای ورزشی کمک کند.
مدیریت ورزشی، بازاریابی
فلاح حسن سفیح؛ محسن بهنام؛ رقیه سرلاب
چکیده
همنوآوری به سازمانهای ورزشی این امکان را میدهد که با شرکای خارجی مانند مشتریان، برای ایجاد محصولات و خدمات جدید همکاری کنند. هدف تحقیق حاضر بررسی نقش تعدیلکننده پردازش شناختی و درگیری رفتاری مشتریان باشگاههای ورزشی بر رابطه بین همآفرینی ارزش، همنوآوری و دانش مشتری است. روش تحقیق حاضر همبستگی است که بصورت میدانی انجام ...
بیشتر
همنوآوری به سازمانهای ورزشی این امکان را میدهد که با شرکای خارجی مانند مشتریان، برای ایجاد محصولات و خدمات جدید همکاری کنند. هدف تحقیق حاضر بررسی نقش تعدیلکننده پردازش شناختی و درگیری رفتاری مشتریان باشگاههای ورزشی بر رابطه بین همآفرینی ارزش، همنوآوری و دانش مشتری است. روش تحقیق حاضر همبستگی است که بصورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق مشتریان باشگاههای ورزشی شهر ناصریه در عراق بودند که تعداد 408 نفر به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شد. از پرسشنامههای همنوآوری آریاز-پرز و همکاران (2020)، دانش مشتری بهنام و همکاران (2020)، همآفرینی ارزش نیسوین و پدرسن (2014) و پردازش شناختی و درگیری رفتاری هولبیک و همکاران (2014) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از از نرمافزارهای اسپیاساس نسخه 18 و پیالاس نسخه 4 استفاده شد. نتایج نشان داد که دانش مشتری بر همآفرینی ارزش تاثیر معناداری دارد اما بر همنوآوری تاثیر معناداری ندارد. این تحقیق نشان داد که همآفرینی ارزش بر همنوآوری اثر معناداری دارد. همچنین، با توجه به نتایج همآفرینی ارزش بر رابطه بین دانش مشتری و همنوآوری نقش میانجی دارد. در نهایت، این تحقیق برجسته کرد که پردازش شناختی نقش تعدیلی بر رابطه بین دانش مشتری و همآفرینی ارزش دارد. تحقیق حاضر نشان داد که دانش مشتری به عنوان یک منبع خارجی دانش، نقش کلیدی در همآفرینی ارزش داشته، که این منجر به همنوآوری با خدمات و باشگاهها بویژه در مشتریانی که سطح شناختی بیشتری دارند، میشود.