مهرعلی همتی نژاد؛ حسین براخاص؛ علی صفاتیان؛ لیلا شهبازپور
چکیده
هدف از این پژوهش طراحی مدل جذب و مشارکت مردم به گردشگری ورزشی و ارائه عوامل، چالشها و راهبردها بود. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی سیستماتیک انتخاب شد. جامعه آماری شامل دو بخش منابع انسانی (اساتید، مدیران و تحلیلگران) و منابع اطلاعاتی (کتابها، مقالات، اسناد، رسانهها، و ...) بود. نمونه آماری به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب ...
بیشتر
هدف از این پژوهش طراحی مدل جذب و مشارکت مردم به گردشگری ورزشی و ارائه عوامل، چالشها و راهبردها بود. روش تحقیق از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی سیستماتیک انتخاب شد. جامعه آماری شامل دو بخش منابع انسانی (اساتید، مدیران و تحلیلگران) و منابع اطلاعاتی (کتابها، مقالات، اسناد، رسانهها، و ...) بود. نمونه آماری به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب و نظرخواهی شد. (52 نفر و 38 سند). ابزار پژوهش شامل مطالعه کتابخانهای نظاممند و مصاحبههای اکتشافی ساختارمند بود. روایی ابزار براساس اعتبار حقوقی و علمی نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تائید گردید. جهت تحلیل یافتهها از روش کدگذاری مفهومی چندمرحلهای با رویکرد تحلیل سیستمی استفاده شد. چارچوب مفهومی نهایی شامل 100 مؤلفه، 22 بُعد و 6 سطح شناسایی شده بود و حدود70 درصد مقوله ها دارای فراوانی 5 و بیشتر بودند. شش سطح مدل شامل سطح شخصی، سطح زمینهای، سطح سازمانی، سطح مشارکت ، سطح خدمات و سطح پیامد است که متغیرهای به صورت متوالی نسبت به هم اثرگذاری-اثرپذیری دارند. در انتها مهمترین چالشها و راهبردها برای جذب و توسعه مردم به مشارکت در گردشگری ورزش گیلان براساس چارچوب مفهومی ارائه گردید. براساس کلیات یافتههای میتوان گفت که مشارکت مردم در فعالیتهای گردشگری ورزشی نیازمند توجه همه جانبه به همه جنبهها در سطوح متفاوت است.
حسین براخاص؛ مهرعلی همتی نژاد؛ زهره ایزانلو
چکیده
روش پژوهش توصیفی پیمایشی بود که به روش میدانی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مصرفکنندگان برندهای ورزشی بودند و نمونه آماری بر مبنای تعداد قابل کفایت جهت مدلسازی در نرمافزار اسمارت پیالاس به تعداد 10 تا 20 برابر ابعاد گویه پژوهش انتخاب گردید (41*10=410). ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بازاریابی ...
بیشتر
روش پژوهش توصیفی پیمایشی بود که به روش میدانی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مصرفکنندگان برندهای ورزشی بودند و نمونه آماری بر مبنای تعداد قابل کفایت جهت مدلسازی در نرمافزار اسمارت پیالاس به تعداد 10 تا 20 برابر ابعاد گویه پژوهش انتخاب گردید (41*10=410). ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بازاریابی سبز، پرسشنامه مسئولیت اجتماعی، پرسشنامه ترجیح برند و پرسشنامه نیات رفتاری مشتریان بودند. از روش تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر در نرمافزار اسمارت پیالاس ، جهت بررسی روایی سازه و تحلیل فرضیات اصلی استفاده شد. نتایج نشان داد که بازاریابی سبز دارای اثر مستقیم و معنیداری بر مسئولیت اجتماعی، ترجیح برند و نیات رفتاری و اثر غیرمستقیم بر نیات رفتاری از هر دو مسیر میانجی مسئولیت اجتماعی و ترجیح برند دارد. بنابراین میتوان بیان کرد هرچند بازاریابی سبز به طور مستقیم سبب افزایش نیات رفتاری مثبت مشتریان میشود، اما مداخلاتی همچون رعایت مسئولیت اجتماعی نسبت به مشتریان و ترجیح دادن برند سبز مشتریان نسبت به برندهای دیگر، اثر آن را افزایش میدهد.