مدیریت ورزشی، بازاریابی
زهرا سهرابی؛ مهرداد محرم زاده؛ رسول نظری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی اخلاق تجاری مدیریت باشگاههای حرفهای ورزش ایران، به بررسی پیچیدگیهای اخلاقی در مدیریت ورزشی اجرا شد. فرآیند پژوهش با انتخاب حوزه بر اساس علاقه پژوهشگر به اخلاق تجاری بدون چارچوب اولیه آغاز گردید، دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 24 مشارکتکننده به صورت نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی اخلاق تجاری مدیریت باشگاههای حرفهای ورزش ایران، به بررسی پیچیدگیهای اخلاقی در مدیریت ورزشی اجرا شد. فرآیند پژوهش با انتخاب حوزه بر اساس علاقه پژوهشگر به اخلاق تجاری بدون چارچوب اولیه آغاز گردید، دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 24 مشارکتکننده به صورت نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انجام شد. تجزیه و تحلیل با کدگذاری باز خطبهخط، مقایسه مداوم کدها، نمونهگیری نظری برای غنیسازی مقولات، تمرکز بر مقوله مرکزی، توسعه نظریه از یادداشتهای تحلیلی و توقف در اشباع نظری انجام گرفت. یافتهها از 156 کد اولیه استخراجشد. مقوله های کلیدی شامل شفافیت مالی و قراردادی (مانند صداقت در قراردادها و وضوح اهداف مالی)، پرهیز از تعارض منافع (مانند بیطرفی مالی و تفکیک مسئولیتها)، تعامل اخلاقی با رسانه و جامعه (مانند مسئولیت در تبلیغات و پاسخگویی اجتماعی)، نهادینهسازی ارزشها در ساختار سازمانی (مانند درونیسازی ارزشها و تهیه منشور اخلاقی)، آموزش و انتقال ارزشها (مانند آموزش مکرر و الگوسازی رفتاری)، پاسخگویی و گزارشدهی اخلاقمحور (مانند گزارشدهی اخلاقی و پذیرش خطا)، و مدیریت فشارهای بیرونی با حفظ اصول (مانند ایستادگی در بحران و پایداری اخلاقی) بدست آمد. نتیجهگیری نهایی تأکید دارد که این مدل نه تنها اخلاق را به عنوان محور تصمیمسازی قرار میدهد، بلکه تعادل میان منافع اقتصادی و اجتماعی را برقرار کرده و الگویی عملی برای باشگاههای ورزشی ارائه میدهد، با پیشنهادهایی مانند سیستم بلاکچین برای شفافیت، برنامههای آموزشی مجازی و کمیته اخلاق دیجیتال برای پیادهسازی نوآورانه، به مدیران، پژوهش ها آتی آمیخته و دیجیتال را پیشنهاد میکند.
مدیریت ورزشی، بازاریابی
بهنام عاشقی؛ محمد همتی نژاد؛ محمد چهره گشا
چکیده
هدف کلی این پژوهش ارائه مدل تأثیر بازاریابی در شبکههای اجتماعی بر جذب مخاطبان رشته ورزشی فیزیک بوده و پژوهش حاضر کاربردی، توصیفی و از نوع همبستگی است. همچنین جامعه آماری شامل ورزشکاران رشته ورزشی فیزیک که در باشگاههای بدنسازی شهر رشت حضور داشتند. تعداد حجم نمونه آماری با توجه به تعداد سوالات پرسشنامه 400 نفر تعیین گردید. روش ...
بیشتر
هدف کلی این پژوهش ارائه مدل تأثیر بازاریابی در شبکههای اجتماعی بر جذب مخاطبان رشته ورزشی فیزیک بوده و پژوهش حاضر کاربردی، توصیفی و از نوع همبستگی است. همچنین جامعه آماری شامل ورزشکاران رشته ورزشی فیزیک که در باشگاههای بدنسازی شهر رشت حضور داشتند. تعداد حجم نمونه آماری با توجه به تعداد سوالات پرسشنامه 400 نفر تعیین گردید. روش گردآوری اطلاعات میدانی، ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه استاندارد و روش تجزیه و تحلیل دادهها، از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. پس از بررسی توصیفی متغیرها به منظور بررسی اهداف پژوهش، از تکنیک تحلیل ساختارهای عاملی و تحلیل مسیر استفاده شد و با استفاده از نرمافزار PLS3 ضرایب مسیر برای متغیرها بررسی و مدل تأثیر بازاریابی در شبکههای اجتماعی بر جذب مخاطبان رشته ورزشی فیزیک ارائه گردید. نتایج تحقیق نشان داد اینستاگرام، فیسبوک و یوتیوب بر جذب مخاطبین تأثیر معنیداری دارند و وبسایتها و توییتر (ایکس) بر جذب مخاطبین تأثیر ندارند؛ بنابراین پیشنهاد میشود بهجای در نظر گرفتن معایب این شبکهها، از مزایا و قابلیتهای آنها در پیشبرد اهداف ورزشی (معرفی و تبلیغات) و اطلاعرسانی به تمام اقشار جامعه بدون هیچ محدودیتی استفاده شود.
مدیریت ورزشی، بازاریابی
محمد عباس زاده؛ سجاد پاشایی؛ حاجی دوران؛ حامد گل محمدی
چکیده
تلاطم و ناپایداری اساسی در تحقیقات علوم ورزشی در دو روش تحقیق کمی و کیفی وجود دارد که، منجر به گسترش دانش نظری و تجربی در این زمینه شده است. پژوهش کیفی که میتواند از طریق دریچههای پوزیتیویستی یا انتقادی مورد بررسی قرار گیرد، محققین را ملزم میکند که فلسفه پژوهشی و موضع معرفتشناختی خود را پیشاپیش بیان کنند. قابل توجه، رویکرد روششناختی ...
بیشتر
تلاطم و ناپایداری اساسی در تحقیقات علوم ورزشی در دو روش تحقیق کمی و کیفی وجود دارد که، منجر به گسترش دانش نظری و تجربی در این زمینه شده است. پژوهش کیفی که میتواند از طریق دریچههای پوزیتیویستی یا انتقادی مورد بررسی قرار گیرد، محققین را ملزم میکند که فلسفه پژوهشی و موضع معرفتشناختی خود را پیشاپیش بیان کنند. قابل توجه، رویکرد روششناختی که ریشه در شهودگرایی برای تحلیل پدیدههای اجتماعی دارد، دستخوش تغییرات مشابهی در جامعهشناسی و مدیریت ورزشی میشود. این رویکرد نه تنها باعث انتقاد می شود، بلکه پایه های نظری متعددی را نیز ایجاد می کند. برای مقابله با تمایلات تقلیل گرایانه در چارچوب های نظری، نظریه چند زمینه (MGT ) معرفی شد و سعی دارد روشهای تحلیلی شهودگرایی و کاهشگرایی را در قالب تز و آنتی تز هگلی به هم پیوند دهد. نتیجه می گیریم که، نویسندگان در MGT از رویکرد استقرایی محض در گراندد تئوری (GT) فراتر رفته و استفاده صریح از نظریههای بیرونی را اضافه میکنند. هدف از این نظریه به چالش کشیدن برخی بنیادهای GT است. بنابراین، نویسندگانی که از MGT استفاده میکنند، فراتر از رویکرد استقرایی خالص در GT با ترکیب صریح نظریههای بیرونی حرکت میکنند. با پر کردن شکاف بین چارچوبهای نظری و دادههای تجربی، MGT وعده میدهد که درک جامعی از پدیدههای مرتبط با ورزش ارائه دهد، و محققان را برای تولید نظریههای نوآورانه و هدایت پیشرفت دانش در این زمینه توانمند میسازد.