فهیمه قلی پور؛ احسان اسداللهی؛ اکبر معرفتی
چکیده
مطالعه رفتار مصرفکننده به بازاریابان کمک میکند تا درک کنند چه چیزی مشتری را به خرید یک محصول سوق میدهد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اخلاقمداری و بهزیستی معنوی مصرفکننده در تصمیم به خرید کالاهای ورزشی جعلی بود. پژوهش حاضر از منظر ماهیت و هدف در دسته تحقیقات کاربردی، از حیث روش تحلیل از نوع تحقیقات توصیفی-همبستگی بود که بهصورت ...
بیشتر
مطالعه رفتار مصرفکننده به بازاریابان کمک میکند تا درک کنند چه چیزی مشتری را به خرید یک محصول سوق میدهد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اخلاقمداری و بهزیستی معنوی مصرفکننده در تصمیم به خرید کالاهای ورزشی جعلی بود. پژوهش حاضر از منظر ماهیت و هدف در دسته تحقیقات کاربردی، از حیث روش تحلیل از نوع تحقیقات توصیفی-همبستگی بود که بهصورت میدانی اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق کلیه مشتریان محصولات ورزشی در سطح شهرستان مشهد بودند. با توجه به حجم نامحدود جامعه آماری، محاسبه حجم نمونه پژوهش حاضر براساس تعداد متغیرهای مشاهدهپذیر تعیین شد. از آزمون مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی.ال.اس نسخه 3 استفاده شد. نتایج نشان داد مدل تحقیق دارای برازش است. مسیر اخلاقمداری به تصمیم به خرید با ضریب اثر استاندارد 949/0 دارای شدت قوی، مسیر اخلاقمداری به بهزیستی معنوی با ضریب اثر استاندارد 340/0- و مسیر بهزیستی معنوی در تصمیم به خرید با ضریب اثر استاندارد 364/0- دارای اثر معنیدار و منفی بودند. در یک نتیجهگیری کلی باید بیان کرد اخلاقمداری بیشترین اثر را بر تصمیم خرید محصولات ورزشی جعلی دارد، پس رفتارهای اخلاقگرایانه مشتریان میتواند زمینه عدم استفاده از محصولات جعلی را فراهم کند.
زینب خالقی آرانی؛ مینا مستحفظیان؛ داود نصراصفهانی
چکیده
هدف این پژوهش، ارائه سناریوهای باورپذیر از آینده صنعت ورزش با تأکید بر نقش استارتاپهای ورزشی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت با در نظر گرفتن شیوههای جمع آوری اطلاعات و نتایج نهایی، تحلیلی و اکتشافی محسوب میشود. نحوه جمع آوری دادهها مبتنی بر نظر صاحبنظران بود که براساس معیارهای تجربه کاری در حوزه استارتاپهای ...
بیشتر
هدف این پژوهش، ارائه سناریوهای باورپذیر از آینده صنعت ورزش با تأکید بر نقش استارتاپهای ورزشی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت با در نظر گرفتن شیوههای جمع آوری اطلاعات و نتایج نهایی، تحلیلی و اکتشافی محسوب میشود. نحوه جمع آوری دادهها مبتنی بر نظر صاحبنظران بود که براساس معیارهای تجربه کاری در حوزه استارتاپهای ورزشی و دانش در حوزه آینده پژوهی به روش هدفمند 15 نفر از آنها انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته و ماتریسهای با ابعاد 36×36 و 11×11 بود که ضمن تأیید روایی و پایایی آنها از دلفی فازی در یک مرحله برای دستیابی به توافق دیدگاه خبرگان مبتنی بر اصول محاسبات منطق فازی و سیستم استنتاج فازی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادههای کیفی از کدگذاری دو مرحلهای و برای تجزیه و تحلیل دادههای کمی از تحلیل دلفی فازی، تحلیل ساختاری و سناریونویسی استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد رشد صنعت تجهیزات ورزشی، سرمایه گذاری بخش خصوصی در استارتاپها، استفاده از فناوریهای نوین در استارتاپها و افزایش رقابت در بازار صنعت ورزش چهار عدم قطعیت کلیدی هستند که دو داستان باورپذیر را به نامهای رشد پویای صنعت ورزش و رکود صنعت ورزش خلق میکنند. آشنایی با روایت هر سناریو و مقایسه مطلوبیت آنها، میتواند مبنایی برای طراحی اقدامات آینده استارتاپهای ورزشی باشد تا صنعت ورزش ایران بتواند در جهت حفظ توان رقابتی خود انعطاف پذیر و پاسخگو باشد.
حسین عبدالملکی؛ روح الله کیانی؛ سید نعمت خلیفه؛ سید بهادر زکی زاده
چکیده
هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر آمیختۀ بازاریابی بر روی وفاداری هواداران به برند باشگاه نساجی مازندران با تأکید بر نقش میانجی تبلیغات دهانبه دهان بود. روش این پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ هواداران باشگاه نساجی مازندران در فصل 98-1397 لیگ برتر فوتبال ایران بود. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 384 نفر برآورد ...
بیشتر
هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر آمیختۀ بازاریابی بر روی وفاداری هواداران به برند باشگاه نساجی مازندران با تأکید بر نقش میانجی تبلیغات دهانبه دهان بود. روش این پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ هواداران باشگاه نساجی مازندران در فصل 98-1397 لیگ برتر فوتبال ایران بود. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 384 نفر برآورد شد. جهت جمع آوری دادهها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری Lisrel استفاده شد. براساس میزان رابطه و شاخصهای برازش مدل مشخص شد که نقش میانجی تبلیغات دهانبه دهان مورد تأیید میباشد، همچنین تأثیر مستقیم آمیختۀ بازاریابی بر وفاداری به برند مورد تأیید واقع شد. بنا بر نتایج پژوهش، به مدیران باشگاه نساجی توصیه میشود که بر استراتژیهای تبلیغات دهانبهدهان مثبت تمرکز بیشتری داشته باشند؛ همچنین، به دلیل ارزیابی ضعیف هواداران از برخی مولفههای آمیختۀ بازاریابی باشگاه (محصول، قیمت، ترویج و شواهد فیزیکی) به مدیران توصیه میشود تا به ارتقای این 4 مولفه، به ویژه مولفۀ قیمتگذاری بپردازند.
محمد نجمی؛ عباس نقی زاده باقی؛ نسرین عزیزیان کهن؛ مهرداد محرم زاده
چکیده
تأمین مالی جمعی به منبعی ارزشمند جهت سرمایهگذاری برای کسبوکارها و پروژههای جدید تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل تأمین مالی جمعی باشگاههای فوتبال ایران انجام گرفت. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری در دسته پژوهشهای کیفی است و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل رؤسا و معاونین ...
بیشتر
تأمین مالی جمعی به منبعی ارزشمند جهت سرمایهگذاری برای کسبوکارها و پروژههای جدید تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل تأمین مالی جمعی باشگاههای فوتبال ایران انجام گرفت. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری در دسته پژوهشهای کیفی است و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل رؤسا و معاونین فدراسیون فوتبال، لیگ فوتبال کشور، رؤسای هیئتهای فوتبال، مدیران عامل و اعضای هیئت مدیره باشگاههای فوتبال استانهای کشور بوده و نمونهگیری با روش هدفمند تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادههای پژوهش با نرمافزار MAXQDA2020 انجام شد. در این پژوهش بهمنظور بررسی روایی از روشهای اعتبار، انتقالپذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری و جهت محاسبه پایایی از روش توافق بین کدگذاران و تعیین ضریب کاپای فلیس استفاده شد. مطابق فرآیند روششناختی نخست از دل دادههای اولیه، کدهای مرتبط با موضوع مشخص شدند که تعداد 92 کد باز بهدست آمد. در مرحله کدگذاری محوری 21 مقوله فرعی تعیین شد. در مرحله کدگذاری انتخابی نیز مقولههای فرعی بر حسب ویژگیهای علی، زمینهای، مداخلهگر، راهبرد و ابعاد جمعسپاری مالی طبقهبندی و الگوی مربوطه ارائه گردید. بهطورکلی نتایج پژوهش حاضر بنیان دانش تأمین مالی جمعی را تقویت و توانایی پایین و فراهم نبودن بسترهای لازم برای درآمدزایی، وجود ساختارهای ضعیف و ناکارآمد باشگاههای فوتبال کشور و انباشته شدن بدهیها در باشگاهها را تأیید مینماید. امید است این مطالعه اکتشافی پایه و محرکی برای تلاشهای آینده در جهت بهبود و بهینهسازی عملکرد باشگاههای فوتبال و کاهش بدهیها و مشکلات مالی آنها باشد.
مهری محمدی؛ اکرم سادات حسینی سمنانی؛ زهرا نوبخت
چکیده
با هدف درک عمیقتر عوامل مؤثر بر کارآفرینی ورزشی در گردشگری ایران، این پژوهش به طراحی مدلی مبتنی بر شبکه عصبی جهت تبیین و پیشبینی این پدیده پرداخت. پژوهش حاضر بهصورت کاربردی و با روش تحقیق آمیخته (ترتیبی اکتشافی) انجام شد. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبه با ۱۲ خبره دانشگاهی و اجرایی و مرور ادبیات گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی ...
بیشتر
با هدف درک عمیقتر عوامل مؤثر بر کارآفرینی ورزشی در گردشگری ایران، این پژوهش به طراحی مدلی مبتنی بر شبکه عصبی جهت تبیین و پیشبینی این پدیده پرداخت. پژوهش حاضر بهصورت کاربردی و با روش تحقیق آمیخته (ترتیبی اکتشافی) انجام شد. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبه با ۱۲ خبره دانشگاهی و اجرایی و مرور ادبیات گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی، ۲۸۲ فعال حوزه ورزش و گردشگری با پرسشنامهای شامل ۵۲ گویه و ۹ سازه مورد مطالعه قرار گرفتند که روایی آن از طریق لاوشه و پایایی آن با آلفای کرونباخ (86/0) تأیید شد. دادهها با تحلیل عاملی اکتشافی و شبکه عصبی پرسپترون چندلایه بررسی شدند. پیش از ورود دادهها به شبکه عصبی، کلیه متغیرها در بازه [۰-۱] نرمالسازی شدند. یافتهها ۹ سازه اصلی شامل عوامل فرهنگی، اقتصادی، کاربر/مصرفکننده، تبلیغات اینترنتی، رضایت، باورپذیری، اعتماد، مدیریت ارتباط با مشتری و کارآفرینی ورزشی در گردشگری را شناسایی کردند. ساختار ۹ عاملی با تبیین 83/61% از واریانس کل تأیید شد. مدل شبکه عصبی توسعهیافته، توانایی پیشبینی بالایی از خود نشان داد و اثر مستقیم، مثبت و معنادار هشت سازه مستقل بر کارآفرینی ورزشی را تأیید کرد. عوامل فرهنگی (با اهمیت نرمالشده 100%) و اقتصادی (4/99%) بیشترین نقش را داشتند. این مدل چارچوبی مفهومی و کاربردی برای تحلیل و تقویت کارآفرینی ورزشی ارائه میدهد. نوآوری پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی نخستین مدل پیشبینیکننده جامع در این حوزه است.
محترم پاینده؛ نعمت الله نمعتی؛ طاهره باقرپور
چکیده
هدف پژوهش حاضر خلق برندینگ برای ورزشکاران: مدل نوین در عصر شبکههای اجتماعی است. روش پژوهش اکتشافی–بنیادی با رویکرد کیفی بود. جامعه آماری تحقیق شامل اساتید دانشگاه، مدیران باشگاههای ورزشی، متخصصان بازاریابی ورزشی و ورزشکاران حرفهای فعال در شبکههای اجتماعی بود که در نهایت، 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. روش نمونه گیری این بخش ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر خلق برندینگ برای ورزشکاران: مدل نوین در عصر شبکههای اجتماعی است. روش پژوهش اکتشافی–بنیادی با رویکرد کیفی بود. جامعه آماری تحقیق شامل اساتید دانشگاه، مدیران باشگاههای ورزشی، متخصصان بازاریابی ورزشی و ورزشکاران حرفهای فعال در شبکههای اجتماعی بود که در نهایت، 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. روش نمونه گیری این بخش شامل روش نمونه گیری هدفمند و بر پایه استفاده از تکنیک گلوله برفی تا حد رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد. سؤالات مطرحشده در طول مصاحبهها بهصورت باز و کلی طراحی شد. همچنین سرانجام جهت تجزیه و تحلیل دادهها در مرحله کیفی از تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) استفاده شد. لازم به ذکر است کلیه تحلیلهای آماری به صورت دستی انجام گرفت. نتایج بهدست آمده از تجزیه و تحلیل مصاحبههای صورت گرفته نشان داد که کدهای استخراج شده از 20 مصاحبه برابر با 123 کد اولیه میباشد که در مرحله بعدی در کدبندی محوری صورت گرفت که در تمهای اصلی، استراتژیهای برند شخصی ورزشکاران در رسانههای اجتماعی، ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی ورزشکاران، رهبری و تعاملات اجتماعی، عوامل اقتصادی و اسپانسرینگ، سبک زندگی و هویت فرهنگی، نقش پلتفرمهای اجتماعی بر شهرت و موفقیت ورزشکار، پذیرش تغییرات و نوآوریها و چالشها و فرصتهای ساخت برند شخصی ورزشکاران دستهبندی شدند. در نهایت میتوان گفت این پژوهشها ابعاد مختلف برندسازی شخصی را از منظرهای فردی، اجتماعی، عملکردی و رسانهای بررسی کردهاند و بر اهمیت نقش این عوامل در شکلدهی و توسعه برند شخصی تأکید نمودهاند.
مسلم غلامی؛ محسن بهنام؛ محمد کاشف؛ بهزاد ایزدی
چکیده
بررسی نقش مصرف کنندگان خدمات باشگاه ورزشی در نوآوری خدمات جهت تدوین استراتژی های جدید سودمند است. هدف از تحقیق حاضر شناسایی نقش های مصرف کنندگان در نوآوری خدمات در باشگاه های ورزشی بود. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی، با توجه به نتیجه تحقیق کاربردی و بر اساس هدف اکتشافی بود. به منظور گردآوری داد ه های پژوهش از مصـاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته ...
بیشتر
بررسی نقش مصرف کنندگان خدمات باشگاه ورزشی در نوآوری خدمات جهت تدوین استراتژی های جدید سودمند است. هدف از تحقیق حاضر شناسایی نقش های مصرف کنندگان در نوآوری خدمات در باشگاه های ورزشی بود. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی، با توجه به نتیجه تحقیق کاربردی و بر اساس هدف اکتشافی بود. به منظور گردآوری داد ه های پژوهش از مصـاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه تحقیق شامل مصرف کنندگان رشـته های ورزشـی انفرادی و تیمی استان کرمانشاه بودند. 21 مشارکت کننده که نماینده مصرف کنندگان باشگاه های ورزشی استان کرمانشاه انتخاب شدند. انجام مصـاحبه ها به صـورت هدفمند و به شـیوه گلوله برفی انجام گرفت و تا رسـیدن به اشـباع نظری ادامه یافت. داده های جمع آوری شده به صورت کلمه به کلمه رونویسی شد و با روش تحلیل مضمون در سـه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از مصاحبه های مصرف کنندگان خدمات ورزشی تعداد 9 مقوله فرعی بهدست آمد که در3 مقوله اصلی تعامل و مشارکت، پشتیبانی و یادگیری، پذیرش فناوری، قرار گرفت. از نتایج حاصل می توان برای تکمیل مبانی نظری این حوزه سود برد. همچنین، نتایج این تحقیق می تواند برای سازمان های ذی ربط به صورت نقشه راه عمل کند تا نوآوری خدمات با اثربخشی بیشتری دنبال شود.
نرگس بخشعلی دهکردی؛ رضا نیکبخش؛ ابوالفضل فراهانی؛ علی محمد صفانیا
چکیده
هدف این پژوهش، ارائه یک مدل ساختاری-تفسیری از عوامل کلیدی مؤثر بر اثربخشی تبلیغات تجاری با حضور ورزشکاران صحهگذار بود. این مطالعه با رویکردی آمیخته و با طرح اکتشافی متوالی انجام شد؛ بهطوریکه در بخش کیفی از مرور نظاممند ادبیات و در بخش کمی از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته شد. جامعه آماری در بخش کیفی، منابع علمی مرتبط بودند که با ...
بیشتر
هدف این پژوهش، ارائه یک مدل ساختاری-تفسیری از عوامل کلیدی مؤثر بر اثربخشی تبلیغات تجاری با حضور ورزشکاران صحهگذار بود. این مطالعه با رویکردی آمیخته و با طرح اکتشافی متوالی انجام شد؛ بهطوریکه در بخش کیفی از مرور نظاممند ادبیات و در بخش کمی از روش توصیفی-تحلیلی بهره گرفته شد. جامعه آماری در بخش کیفی، منابع علمی مرتبط بودند که با استفاده از نمونهگیری هدفمند و مبتنی بر اشباع نظری، ۲۰ پژوهش بهعنوان نمونه انتخاب گردید. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل خبرگان حوزه بازاریابی ورزشی بود که از طریق نمونهگیری هدفمند، ۱۵ نفر بهعنوان نمونه نهایی برگزیده شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی، چکلیست پژوهشی و در بخش کمی، پرسشنامهای بهصورت ماتریسی در ابعاد 14×14 بود که روایی صوری و محتوایی آن مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از آزمون اسپیرمن-براون با ضریب 839/0 تأیید شد. تحلیل دادهها با بهرهگیری از تکنیک دلفی فازی برای غربالگری عوامل و سپس مدلسازی ساختاری-تفسیری برای سطحبندی آنها انجام پذیرفت. یافتهها نشان داد که از میان ۲۱ عامل اولیه شناساییشده، ۱۴ عامل تأثیرگذار هستند که در قالب یک مدل ششسطحی دستهبندی گردیدند. در این مدل، در سطح ششم (بنیادیترین سطح) عامل «تناسب محصول و صحهگذار»، در سطح پنجم «تخصص، دانش و صداقت صحهگذار»، در سطح چهارم «اعتبار برند، رضایت صحهگذار و شخصیت صحهگذار»، در سطح سوم «جذابیت و کیفیت اطلاعات»، در سطح دوم «تصویر برند، شهرت (ستاره بودن)، فراوانی تبلیغات و قدرت بیان صحهگذار» و نهایتاً در سطح اول بهعنوان متغیر وابسته، «نگرش مصرفکننده» قرار گرفت.
سحر سهرابی شیرازی؛ فرشاد تجاری؛ نگار آرازشی
چکیده
هدف این پژوهش، تدوین نظریه بومی مصرف باواسطه در ورزش ایران با رویکرد دادهبنیاد بود. پژوهش با بهرهگیری از روششناسی نظریه دادهبنیاد و بر اساس رهیافت گلیزر(1978) انجام شد. مشارکتکنندگان شامل متخصصان حوزه ورزش، از جمله اعضای هیئت علمی رشتههای مدیریت و بازاریابی ورزشی، مشاوران بازاریابی و مدیران باشگاههای ورزشی بودند. نمونهگیری ...
بیشتر
هدف این پژوهش، تدوین نظریه بومی مصرف باواسطه در ورزش ایران با رویکرد دادهبنیاد بود. پژوهش با بهرهگیری از روششناسی نظریه دادهبنیاد و بر اساس رهیافت گلیزر(1978) انجام شد. مشارکتکنندگان شامل متخصصان حوزه ورزش، از جمله اعضای هیئت علمی رشتههای مدیریت و بازاریابی ورزشی، مشاوران بازاریابی و مدیران باشگاههای ورزشی بودند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و با تکنیک گلولهبرفی صورت گرفت و مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید که منجر به استخراج ۱۰۰ کد اولیه غیرتکراری شد. این کدها در قالب ۲۴مفهوم و ۷مقوله اصلی شامل: انگیزهها و تجربه شخصی، مزایای تماشای آنلاین، تعاملات اجتماعی و ارتباطات، مسائل روانشناختی و امنیتی، تأثیرات فرهنگی و اجتماعی، مزایای تکنولوژیکی و نوآوری، و سیاستگذاری اقتصادی طبقهبندی شدند. با تنوعبخشی در نمونهها و دقت در انتخاب مشارکتکنندگان، روایی پژوهش رعایت شد و پایایی آن با بازآزمون سه مصاحبه توسط یک متخصص بررسی گردید؛ هماهنگی کدها ۸۵درصد گزارش شد. یافتهها نشان میدهد که این مقولهها در تعامل با یکدیگر، ماهیت چندبعدی مصرف باواسطه در ورزش را آشکار ساخته و بیانگر نقش رسانههای اجتماعی و فناوریهای نوین در دگرگونسازی تجربه مصرف ورزشی و شکلگیری رفتارهای پایدار هستند. بنابراین، تبیین جامع این پدیده نیازمند تلفیق چند نظریه و در نظر گرفتن عوامل محیطی و زمینهای است. در پایان، پیشنهاد میشود سیاستگذاران با اتخاذ رویکردی کلنگر، از طریق توسعه زیرساختهای فناورانه، حمایت از محتوای بومی و طراحی مدلهای اقتصادی کارآمد، بستر لازم برای توسعه پایدار ورزش دیجیتال را فراهم سازند.
مژده متین؛ سارا کشکر؛ حبیب هنری؛ غلامعلی کارگر
چکیده
هدف از پژوهش حاضر الگوی بومی بازاریابی اجتماعی زنان ورزشکار تیمهای ملی ایران بود. جامعه آماری این پژوهش را 16 نفر از صاحبنظران صاحبنظران (ورزشکاران بانوان ردههای ملی و مربیان تیم های ملی بانوان و اساتید دانشگاه که سابقه فعالیت علمی و عملی در حوزه بازاریابی را دارند) تشکیل دادند. از طریق مصاحبه نیمهساختار یافته با صاحبنظران ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر الگوی بومی بازاریابی اجتماعی زنان ورزشکار تیمهای ملی ایران بود. جامعه آماری این پژوهش را 16 نفر از صاحبنظران صاحبنظران (ورزشکاران بانوان ردههای ملی و مربیان تیم های ملی بانوان و اساتید دانشگاه که سابقه فعالیت علمی و عملی در حوزه بازاریابی را دارند) تشکیل دادند. از طریق مصاحبه نیمهساختار یافته با صاحبنظران دادهها جمعآوری شدند. بعد از پیادهسازی مصاحبههای انجامشده، اقدام به شناسایی کدهای مفهومی از متن مصاحبهها شد، متن مصاحبهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها همزمان و به طور مستمر با جمعآوری اطلاعات انجام پذیرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که شرایط علی شامل عوامل هنجارهای اجتماعی، تعهد اخلاقی و اجتماعی،هنجارهای رفتاری، درک حرفه ای بود. شرایط زمینهای شامل عوامل آموزش عمومی و حرفهای، پیچدگی های بازار حرفه، فرهنگ سازمانی، میزان اعتبار در جامعه بود. همچنین شرایط مداخلهگر متشکل از عوامل اجتماعی، عوامل سیاسی اقتصادی، تبعیض جنسیتی بود. در ادامه نتایج نشان داد که راهبردها ازاز عوامل ارائه محتوای جذاب و مناسب بانوان، تأیید اجتماعی، بازاریابی توسط شبکه های اجتماعی، ارزش آفرینی تشکیل شده است. در نهایت نتایج نشان داد که پیامدها شامل عوامل توسعه اجتماعی برای بانوان ورزشکار، توسعه پایدار،پیامدهای اقتصادی، پیامدهای فردی برای بانوان ورزشکار، منافع اجتماعی. مقوله محوری: پدیده های اجتماعی، پدیده فرهنگی، پدیده های تبلیغاتی بود.
جمال اسدی؛ شهاب بهرامی؛ فرزانه باقری اصل؛ منا فرزادفر
چکیده
هدف این مطالعه ارائه الگوی درآمدزایی نوین در باشگاههای ورزشی خصوصی با رویکرد بازاریابی کارآفرینانه بود. روش این پژوهش کیفی و رویکرد آن تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان این پژوهش را مالکان و مدیران باشگاه های ورزشی استان ایلام و اساتید دانشگاه تشکیل می دادند. روش نمونه گیری هدفمند بود و مبتنی بر اشباع نظری با 21 نفر مصاحبه شد. برای گردآوری ...
بیشتر
هدف این مطالعه ارائه الگوی درآمدزایی نوین در باشگاههای ورزشی خصوصی با رویکرد بازاریابی کارآفرینانه بود. روش این پژوهش کیفی و رویکرد آن تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان این پژوهش را مالکان و مدیران باشگاه های ورزشی استان ایلام و اساتید دانشگاه تشکیل می دادند. روش نمونه گیری هدفمند بود و مبتنی بر اشباع نظری با 21 نفر مصاحبه شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته برای ارزیابی اعتبار و قابلیت اطمینان به نتایج از راهبردهای باورپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری و قابلیت اعتماد استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. نتایج نشان داد الگوی درآمدزایی نوین در باشگاه های ورزشی خصوصی با رویکرد بازاریابی کارآفرینانه دارای 69 مضمون پایه، 14 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر به نام های جریان های درآمدی و هزینه، اصول بازاریابی باشگاه های ورزشی، شکل گیری ذهنیت بازاریابی کارآفرینانه و هدف بازاریابی کارآفرینانه است که نشان می دهد فرایند بازاریابی کارآفرینانه در باشگاه های مذکور براساس محرک های هزینه های تأسیس و هزینه های عملیاتی و محدود بودن درآمد باشگاه های ورزشی خصوصی به درآمد از اشتراک و درآمد از محل باشگاه آغاز و با بهینهسازی منابع و افزایش بهرهوری و افزایش درآمد خاتمه پیدا می کند.
سیدعلی نقوی؛ قاسم زارعی؛ محمد باشکوه اجیرلو؛ ناصر سیفاللهی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل شبیهسازی مبتنی بر سناریوی مطلوب برای پیشبینی توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال در مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران بود. روش پژوهش حاضر آمیخته (کیفی و کمی)، کاربردی و از نوع توصیفی - تحلیلی بود. در بخش کیفی، محورهای اصلی و فرعی توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با 16 نفر از استادان دانشگاه، ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل شبیهسازی مبتنی بر سناریوی مطلوب برای پیشبینی توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال در مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران بود. روش پژوهش حاضر آمیخته (کیفی و کمی)، کاربردی و از نوع توصیفی - تحلیلی بود. در بخش کیفی، محورهای اصلی و فرعی توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با 16 نفر از استادان دانشگاه، مدیران و کارشناسان مناطق آزاد و به روش گلولهبرفی گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شد. در بخش کمی، پرسشنامه بین 31 نفر از خبرگان بهروش قضاوتی توزیع گردید. عوامل شناساییشده با دلفی فازی اولویتبندی، سناریوها با طراحی آزمایش تاگوچی تدوین و در نهایت سناریوی مطلوب با مدلسازی پویایی سیستم و عاملبنیان شبیهسازی شد. براساس نتایج پژوهش 5 مضمون اصلی (حکمرانی نوین در گردشگری ورزشی فیجیتال، اقتصادی، زیرساختی، فناوریهای هوشمند و بازاریابی فیجیتال) شناسایی شد که عامل حکمرانی نوین در گردشگری ورزشی فیجیتال بهعنوان تأثیرگذارترین عامل شناخته شد و همچنین نتایج شبیهسازی نشان داد که با اعمال سناریوی مطلوب، میزان توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال در مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران تا 83 درصد افزایش خواهد یافت. بنابراین باتوجه به نتایج پژوهش حاضر، مطلوب است تا مدیران گردشگری توجه ویژهای روی عوامل مؤثر شناسایی شده بر توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال در مناطق آزاد تجاری و صنعتی ایران، بهویژه عامل حکمرانی نوین که نقش بسزایی در توسعه گردشگری ورزشی فیجیتال دارند، داشته باشند.
وجیهه جوانی؛ قاسم عبدالحافظ محمود؛ فاطمه عبدوی
چکیده
رسانههای اجتماعی طی سالهای اخیر ساختارهای ارتباطی فوتبال عراق را دگرگون ساخته و موجب شکلگیری الگوهای تازهای از تعامل میان ذینفعان این حوزه شدهاند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهرهگیری از روش نتنوگرافی، به بررسی نقش شبکههای اجتماعی در بازتعریف روابط میان باشگاهها، بازیکنان، هواداران، رسانهها و نهادهای ورزشی پرداخته ...
بیشتر
رسانههای اجتماعی طی سالهای اخیر ساختارهای ارتباطی فوتبال عراق را دگرگون ساخته و موجب شکلگیری الگوهای تازهای از تعامل میان ذینفعان این حوزه شدهاند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهرهگیری از روش نتنوگرافی، به بررسی نقش شبکههای اجتماعی در بازتعریف روابط میان باشگاهها، بازیکنان، هواداران، رسانهها و نهادهای ورزشی پرداخته است. جامعه پژوهش شامل کاربران فعال عراقی در صفحات و گروههای هواداری فوتبال بوده که بر اساس نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مشاهده مستقیم تعاملات دیجیتال و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد و سپس با استفاده از تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که فضای مجازی نه تنها جایگزین کانالهای ارتباطی رسمی شده، بلکه به بستری پویا برای مشارکت مستقیم و بازتولید قدرت ارتباطی بدل گشته است. در این میان، نقش هواداران و تولیدکنندگان محتوای غیررسمی پررنگتر از گذشته شده و اعتبار منابع بیش از آنکه به جایگاه نهادی وابسته باشد، بر اساس کیفیت اطلاعات، سابقه فعالیت و میزان تعامل کاربران تعریف میشود. از سوی دیگر، رسانههای اجتماعی گاهی به تقویت انسجام و همبستگی جمعی یاری رسانده و در شرایط دیگر به بروز تنشها و اختلافات منجر میشوند. بر این اساس، پیشنهاد میشود باشگاهها و نهادهای ورزشی عراق استراتژیهای ارتباطی خود را متناسب با این تحولات بازنگری کرده و به سمت تعامل دوسویه، شفافیت و همکاری گستردهتر با جامعه هواداری حرکت کنند.
جمال زارع
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، مدلیابی تأثیر تجربه مشتری تماشاگران ورزشهای الکترونیک بر قصد خرید برندهای حامی با نقش میانجی هویتیابی اجتماعی بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی با رویکرد مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش، تماشاگران ایرانی ورزشهای الکترونیک بودند که حداقل حجم نمونه مورد نیاز با استفاده از نرمافزار ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، مدلیابی تأثیر تجربه مشتری تماشاگران ورزشهای الکترونیک بر قصد خرید برندهای حامی با نقش میانجی هویتیابی اجتماعی بود. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی با رویکرد مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش، تماشاگران ایرانی ورزشهای الکترونیک بودند که حداقل حجم نمونه مورد نیاز با استفاده از نرمافزار G*Power برآورد و در نهایت نمونهای به حجم ۳۲۴ نفر با روش نمونهگیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه آنلاین استاندارد شامل مقیاسهای تجربه مشتری (هسو و تسو، ۲۰۱۱)، هویتیابی اجتماعی (هو و همکاران، ۲۰۱۷) و قصد خرید (بیسکایا و همکاران، ۲۰۱۳) بود که روایی و پایایی آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. فرضیهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و رویه بوتاسترپینگ در نرمافزار SmartPLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ابعاد شناختی، عاطفی، حسی و اجتماعی تجربه مشتری، تأثیر مثبت و معناداری بر هویتیابی اجتماعی دارند. همچنین، هویتیابی اجتماعی تأثیر مثبت و قدرتمندی بر قصد خرید از برندهای حامی داشت و نقش میانجی آن در این روابط نیز تأیید شد. نتیجهگیری میشود که هویتیابی اجتماعی به عنوان یک مکانیسم روانشناختی کلیدی، تجربه مشتری را به نتایج تجاری برای حامیان مالی پیوند میدهد و برندها باید بر خلق تجربیات غنی و چندبعدی با هدف تقویت این هویت تمرکز کنند.
بکتاش قیدی؛ علی اصغر درودیان؛ مصطفی افشاری؛ شیوا ازادفدا
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل معادلات ساختاری تأثیر تصویر حامی و هویت تیمی بر واکنش مصرفکنندگان ورزشهای الکترونیکی با تأکید بر مشارکت، با استفاده از مدل معادلات ساختاری است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی، از نظر راهبرد، کمی و همبستگی، و از نظر نحوه گردآوری دادهها، میدانی و مقطعی است. جامعه آماری شامل ورزشکاران و بینندگان فعال در ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل معادلات ساختاری تأثیر تصویر حامی و هویت تیمی بر واکنش مصرفکنندگان ورزشهای الکترونیکی با تأکید بر مشارکت، با استفاده از مدل معادلات ساختاری است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی، از نظر راهبرد، کمی و همبستگی، و از نظر نحوه گردآوری دادهها، میدانی و مقطعی است. جامعه آماری شامل ورزشکاران و بینندگان فعال در حوزه ورزشهای الکترونیکی بود که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مذکور تعداد نمونه را برای توان آزمون 80 درصد 420 نمونه مکفی میدانست. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه بود که عوامل حامیگری از پرسشنامه کاستا و همکاران (2022)، برای سنجش تصویر حامی از پرسشنامه ادی و کورک (2018)، همچنین برای سنجش هویت تیمی از پرسشنامه تسوردیا و همکاران (2018) و برای سنجش مشارکت از پرسشنامه هوربل و همکاران (2016) و برای اندازهگیری متغیر واکنش به حمایتگری از پرسشنامه کاستا و همکاران (2022) استفاده شد. جهت بررسی و تحلیل دادهها از رویکرد مدل معادلات ساختاری استفاده گردید که از نرم افزار Smart PLS 3.2.9 برای تجزیه و تحلیل استفاده گردید. نتایج بدست آمده از ازمون مدل معادلات ساختاری نشان داد که، مولفه های فراگیری حامی، خلوص نیت حامی، نگرش به حامی و متغیر هویت تیمی بر تصویر حامی اثرگذار است. همچنین نتایج نشان دادکه تصویر حامی و مشارکت شرکننده گان بر علاقه، قصد خرید و تبلیغات شفاهی مصرف کننده گان ورزش های الکترونیک اثرگذار است. یافتههای تحقیق نشان داد که حمایت مالی و هویت تیمی از طریق ارتقاء مشارکت و بهبود تصویر حامی، تأثیر معناداری بر واکنش مصرفکنندگان دارند.
تریفه پیامی؛ جعفر برقی مقدم؛ محمد رحیم نجف زاده؛ حبیب محمدپوریقینی
چکیده
هدف این مطالعه، ارائهی مدلی ساختاری-تفسیری برای برندسازی لیگ برتر فوتبال ایران بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، از روش دلفی فازی برای دستیابی به اجماع نظر گروهی از خبرگان در مورد عوامل کلیدی و نامشخص برندسازی استفاده شد و در بخش کمی، مدلسازی ساختاری تفسیری بهمنظور تبیین روابط ...
بیشتر
هدف این مطالعه، ارائهی مدلی ساختاری-تفسیری برای برندسازی لیگ برتر فوتبال ایران بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، از روش دلفی فازی برای دستیابی به اجماع نظر گروهی از خبرگان در مورد عوامل کلیدی و نامشخص برندسازی استفاده شد و در بخش کمی، مدلسازی ساختاری تفسیری بهمنظور تبیین روابط پیچیده و ساختار سلسلهمراتبی میان این عوامل به کار رفت. مشارکتکنندگان شامل مدیران و کارشناسان ورزشی، مدیران سازمان لیگ برتر فوتبال ایران و مدیران باشگاههای ورزشی بودند که بهصورت هدفمند و بر اساس معیارهایی نظیر داشتن مدرک تحصیلی مرتبط (کارشناسی ارشد و بالاتر)، بیش از ۱۰ سال سابقه اجرایی یا پژوهشی در حوزه مدیریت ورزش، آشنایی تخصصی با مسائل برندسازی ورزشی و تمایل به همکاری، ۱۴ نفر از آنان انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی دلفی و ماتریس زوجی بود. روایی ابزار با روش روایی صوری و پایایی آن با ضریب کاپای کوهن تأیید شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش دلفی فازی در دو مرحله و مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافتهها نشان داد که از مجموع ۴۷ عامل شناساییشده، ۱۶ عامل اهمیت بیشتری دارند که در شش سطح طبقهبندی شدند. در بالاترین سطح، تجربهی هواداری مثبت؛ در سطوح میانی عواملی مانند حضور بازیکنان و مربیان باکیفیت، تعامل مؤثر با هواداران، توسعهی فرهنگ هواداری، استفاده از پلتفرمهای دیجیتال و جایگاهیابی مناسب در بازار؛ و در پایینترین سطح عواملی نظیر ثبات مدیریت، تعهد و حمایت مدیران ارشد، همسویی استراتژیهای باشگاهها، خصوصیسازی واقعی باشگاهها، شفافیت مالی و جذب سرمایهگذاری خارجی قرار گرفتند.
کرار مجید عبدالله؛ محمد سلطان حسینی؛ مهدی سلیمی
چکیده
با توجه به نقش فزاینده بازاریابی نوین در تحول نظام ورزش آموزش عالی، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل راهبردهای توسعه پایدار ورزش دانشگاهی عراق با رویکرد بازاریابی چندکاناله انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهرهگیری از روش تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA صورت گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 14 نفر از خبرگان حوزه ...
بیشتر
با توجه به نقش فزاینده بازاریابی نوین در تحول نظام ورزش آموزش عالی، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل راهبردهای توسعه پایدار ورزش دانشگاهی عراق با رویکرد بازاریابی چندکاناله انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهرهگیری از روش تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA صورت گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 14 نفر از خبرگان حوزه مدیریت ورزشی و مسئولان ورزش دانشگاهی که بهصورت هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و سپس کدگذاری و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که توسعه بازاریابی چندکاناله در ورزش دانشگاهی عراق بر شش دسته راهبردی شامل راهبردهای مدیریتی، آموزشی، فناورانه، فرهنگی–اجتماعی، اقتصادی و عملیاتی–زیرساختی استوار است. نتایج پژوهش نشان میدهد که بهرهگیری از بازاریابی چندکاناله میتواند منجر به افزایش مشارکت دانشجویان، ارتقای جایگاه ورزش دانشگاهی در سطح ملی و منطقهای، تنوعبخشی به منابع مالی و ایجاد اکوسیستم پایدار در ورزش دانشگاهی عراق شود. در میان مضامین شناساییشده، راهبردهای اقتصادی بیشترین اهمیت را در تحقق توسعه پایدار ورزش دانشگاهی دارا بودند، در حالی که راهبردهای فرهنگی–اجتماعی از کمترین اهمیت نسبی برخوردار بودند.
ارغوان حسن زاده؛ حبیب هنری؛ محسن باقریان فرح آبادی؛ علی محمد صفانیا؛ صالح رفیعی
چکیده
هدف این پژوهش ارائه یک مدل ساختاری-تفسیری برای کاربرد بازاریابی اجتماعی در ترویج سواد بدنی کودکان بود. این پژوهش از نظر ماهیت، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. مشارکتکنندگان این پژوهش را در هر دو بخش اساتید، مربیان و مدیران متخصص در حوزه بازاریابی اجتماعی و ...
بیشتر
هدف این پژوهش ارائه یک مدل ساختاری-تفسیری برای کاربرد بازاریابی اجتماعی در ترویج سواد بدنی کودکان بود. این پژوهش از نظر ماهیت، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. مشارکتکنندگان این پژوهش را در هر دو بخش اساتید، مربیان و مدیران متخصص در حوزه بازاریابی اجتماعی و سواد بدنی تشکیل میدادند. انتخاب این افراد به صورت هدفمند بود و برحسب اشباع نظری 18 نفر انتخاب شدند. در بخش کیفی روایی و پایایی از طریق معیارهای چهارگانه گوبا و لینکلن (1985) تأیید شد. در بخش کمی، روایی محتوایی از طریق انتخاب هدفمند خبرگان و پایایی از طریق اجماع نظرات (بر اساس مد) تضمین گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل مضمون، مدلسازی ساختاری-تفسیری و تحلیل میکمک استفاده گردید. یافتهها نشان داد که عوامل شناساییشده در یک مدل پنج سطحی طبقهبندی میشوند. در پایینترین سطوح (سطح 5) پیشرانها و چالشهای محیطی و (سطح 4) قابلیت نهادی و همکاری بین سازمانی قرار گرفتند. در سطح میانی (محرکهای بازاریابی)، (سطح 3) آمیخته بازاریابی اجتماعی و اثربخشی فرایندها شناسایی شدند. در سطوح بالاتر (سطح 2) فرصتها و محیطهای ورزشی و تحول در سازوکارها و در سطح نهایی (سطح 1) ارتقا سواد بدنی، رشد فراگیر مشارکت ورزشی و کارکردهای آنها قرار گرفتند. این نتایج نشان میدهد که بکارگیری بازاریابی اجتماعی یک فرایند محوری، چندسطحی و وابسته به بسترهای محیطی و نهادی است. این مدل، نقشه راهبردی جامعی برای سیاستگذاران و مجریان حوزه ورزش کودکان ارائه میدهد.
فرشته کتبی
چکیده
هدف پژوهش حاضر تبیین نقش تعامل مشتری بر ارزش ویژه برند باشگاه های ورزشی ایروبیک استان یزد با نقش میانجی گری اعتماد برند و هویت برند بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و به شیوه پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش مشتریان باشگاه های ورزشی ایروبیک استان یزد بودند. با توجه به نامشخص بودن حجم دقیق جامعه، نمونه آماری با فرض نامحدود بودن ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر تبیین نقش تعامل مشتری بر ارزش ویژه برند باشگاه های ورزشی ایروبیک استان یزد با نقش میانجی گری اعتماد برند و هویت برند بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و به شیوه پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش مشتریان باشگاه های ورزشی ایروبیک استان یزد بودند. با توجه به نامشخص بودن حجم دقیق جامعه، نمونه آماری با فرض نامحدود بودن جامعه و بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۳۸۴ نفر تعیین شد. ابزار اندازهگیری پرسشنامههای استاندارد تعامل مشتری (Lee & Park, 2024)، اعتماد برند (Roest & de Graaf, 2023)، هویت برند (Alakkas et al., 2022) و ارزش ویژه برند (Azimzadeh et al., 2019) بود. پایایی پرسشنامهها با استفاده از آزمون آفای کرونباخ به ترتیب 84/0، 76/0، 81/0، 85/0 برآورد گردید. یافتههای حاصل از تحلیل دادهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری، حاکی از آن بود که تعامل مشتری بر ارزش ویژه برند، اعتماد برند و هویت برند تاثیر مثبت و معناداری داشت، همچنین اعتماد برند و هویت برند بر ارزش ویژه برند، اثر مثبت و معناداری داشتند. لذا مدیران باشگاه های ورزشی با بهرهگیری و توجه به ابعاد موثر بر تعامل با مشتریان به ارتقای اعتماد به برند مشتریان و شکلگیری هویت برند کمک نمایند، تا بدینوسیله ارزش ویژه برند باشگاه خود را در میان مشتریان هدف به طرز محسوسی افزایش دهند.
زهرا سهرابی؛ مهرداد محرم زاده؛ رسول نظری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی اخلاق تجاری مدیریت باشگاههای حرفهای ورزش ایران، به بررسی پیچیدگیهای اخلاقی در مدیریت ورزشی اجرا شد. فرآیند پژوهش با انتخاب حوزه بر اساس علاقه پژوهشگر به اخلاق تجاری بدون چارچوب اولیه آغاز گردید، دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 24 مشارکتکننده به صورت نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی اخلاق تجاری مدیریت باشگاههای حرفهای ورزش ایران، به بررسی پیچیدگیهای اخلاقی در مدیریت ورزشی اجرا شد. فرآیند پژوهش با انتخاب حوزه بر اساس علاقه پژوهشگر به اخلاق تجاری بدون چارچوب اولیه آغاز گردید، دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 24 مشارکتکننده به صورت نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انجام شد. تجزیه و تحلیل با کدگذاری باز خطبهخط، مقایسه مداوم کدها، نمونهگیری نظری برای غنیسازی مقولات، تمرکز بر مقوله مرکزی، توسعه نظریه از یادداشتهای تحلیلی و توقف در اشباع نظری انجام گرفت. یافتهها از 156 کد اولیه استخراجشد. مقوله های کلیدی شامل شفافیت مالی و قراردادی (مانند صداقت در قراردادها و وضوح اهداف مالی)، پرهیز از تعارض منافع (مانند بیطرفی مالی و تفکیک مسئولیتها)، تعامل اخلاقی با رسانه و جامعه (مانند مسئولیت در تبلیغات و پاسخگویی اجتماعی)، نهادینهسازی ارزشها در ساختار سازمانی (مانند درونیسازی ارزشها و تهیه منشور اخلاقی)، آموزش و انتقال ارزشها (مانند آموزش مکرر و الگوسازی رفتاری)، پاسخگویی و گزارشدهی اخلاقمحور (مانند گزارشدهی اخلاقی و پذیرش خطا)، و مدیریت فشارهای بیرونی با حفظ اصول (مانند ایستادگی در بحران و پایداری اخلاقی) بدست آمد. نتیجهگیری نهایی تأکید دارد که این مدل نه تنها اخلاق را به عنوان محور تصمیمسازی قرار میدهد، بلکه تعادل میان منافع اقتصادی و اجتماعی را برقرار کرده و الگویی عملی برای باشگاههای ورزشی ارائه میدهد، با پیشنهادهایی مانند سیستم بلاکچین برای شفافیت، برنامههای آموزشی مجازی و کمیته اخلاق دیجیتال برای پیادهسازی نوآورانه، به مدیران، پژوهش ها آتی آمیخته و دیجیتال را پیشنهاد میکند.
اعظم مختارزاده؛ محسن بهنام؛ میثم نوری خان یوردی
چکیده
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتار شبکهسازی فروشندگان محصولات ورزشی بر قصد خرید مشتریان و نقش میانجی درگیر کردن مشتریان انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل فروشندگان محصولات ورزشی و مشتریان آنها در شهر ارومیه بود. حجم نمونه شامل 131 فروشنده (کل شمار) و 393 مشتری (روش ...
بیشتر
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رفتار شبکهسازی فروشندگان محصولات ورزشی بر قصد خرید مشتریان و نقش میانجی درگیر کردن مشتریان انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل فروشندگان محصولات ورزشی و مشتریان آنها در شهر ارومیه بود. حجم نمونه شامل 131 فروشنده (کل شمار) و 393 مشتری (روش غیر تصادفی در دسترس) میشد. دادهها از طریق پرسشنامههای استاندارد جمعآوری گردید که شامل پرسشنامه رفتار شبکهسازی مکینتاش و کراش (2017)، پرسشنامه درگیری مشتریان هالبک و همکاران (2014) و پرسشنامه قصد خرید چیو و همکاران (2018) بود. تحلیل دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرمافزار PLS انجام شد. نتایج نشان داد که رفتار شبکهسازی فروشندگان محصولات ورزشی تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید مشتریان و درگیر کردن آنها دارد (P ≤ 0.01). همچنین، درگیر کردن مشتریان تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید داشت (P ≤ 0.01)؛ و نقش میانجی آن در رابطه بین رفتار شبکهسازی و قصد خرید تأیید شد (P ≤ 0.01). این یافتهها حاکی از آن است که شبکهسازی فروشندگان میتواند از طریق تقویت درگیری عاطفی، شناختی و رفتاری مشتریان، تمایل آنها به خرید را افزایش دهد. مطالعه حاضر چارچوبی کاربردی برای بهبود استراتژیهای بازاریابی در صنعت ورزش ارائه میدهد و بر اهمیت تعاملات هدفمند فروشندگان با مشتریان تأکید دارد.
عرفان صفرپوردهکردی؛ ساناز شفیعی
چکیده
ورزش، بهویژه فوتبال، یکی از مهمترین پدیدههای فرهنگی و اجتماعی در جوامع معاصر است. هواداران ورزشی علاوه بر نقش مصرفکننده، بهعنوان ابزار تبلیغاتی مؤثر برای تیمها نیز عمل میکنند. نوع تعامل شناختی و عاطفی آنها با برند تیم میتواند رفتارهای تبلیغیشان را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تعامل شناختی و عاطفی ...
بیشتر
ورزش، بهویژه فوتبال، یکی از مهمترین پدیدههای فرهنگی و اجتماعی در جوامع معاصر است. هواداران ورزشی علاوه بر نقش مصرفکننده، بهعنوان ابزار تبلیغاتی مؤثر برای تیمها نیز عمل میکنند. نوع تعامل شناختی و عاطفی آنها با برند تیم میتواند رفتارهای تبلیغیشان را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تعامل شناختی و عاطفی هواداران بر تبلیغگرایی ورزشی، با نقش میانجی عشق به برند، در میان هواداران تیمهای لیگ برتر فوتبال ایران انجام شد. این مطالعه کاربردی و به روش توصیفی–همبستگی اجرا گردید. جامعه آماری شامل هواداران ۱۶ تیم لیگ برتر در سال ۱۴۰۳ بود و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد. با استفاده از پرسشنامه استاندارد شامل مقیاس تعامل شناختی و عاطفی Hollebeek et al. (2014).، مقیاس عشق به برند Carroll & Ahuvia (2006)، مدل عشق برند ورزشی Tavormina (2013)، و ابعاد رفتار تبلیغگرایانه برگرفته از Bagozzi et al. (2016) و Amani (2025) گردآوری شد. نمونهگیری بهصورت غیرتصادفی دردسترس انجام گرفت. پایایی ابزارها بر اساس آلفای کرونباخ و با مقدار بالاتر از 0.7 تأیید شد. تحلیل دادهها با مدل معادلات ساختاری و نرمافزار SmartPLS 3.0 صورت گرفت. نتایج نشان داد تعامل شناختی و عاطفی هر دو تأثیر مثبت و معناداری بر عشق برند دارند و بهطور مستقیم رفتار تبلیغگرایانه هواداران را تقویت میکنند. همچنین عشق برند اثر مثبت و معناداری بر تبلیغگرایی داشته و نقش میانجی در رابطه بین تعامل شناختی و عاطفی و رفتار تبلیغگرایانه ایفا میکند.
سیاوش حمیدزاده؛ علیمحمد صفانیا؛ سید صلاح الدین نقشبندی؛ محسن باقریان فرح آبادی
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، تحلیل ساختاری عوامل تعیینکننده پذیرش بلاکچین در بازاریابی باشگاههای فوتبال ایران با استفاده از روش آمیخته اکتشافی متوالی (تحلیل مضمون و دیمتل) بود. در مرحله کیفی، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۷ صاحبنظر اکوسیستم فوتبال و فناوری که به روش هدفمند و تا اشباع نظری انتخاب شدند، گردآوری گردید. ...
بیشتر
هدف اصلی این پژوهش، تحلیل ساختاری عوامل تعیینکننده پذیرش بلاکچین در بازاریابی باشگاههای فوتبال ایران با استفاده از روش آمیخته اکتشافی متوالی (تحلیل مضمون و دیمتل) بود. در مرحله کیفی، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۷ صاحبنظر اکوسیستم فوتبال و فناوری که به روش هدفمند و تا اشباع نظری انتخاب شدند، گردآوری گردید. در مرحله کمی، یک پانل ۱۲ نفره از خبرگان دانشگاهی و اجرایی به پرسشنامه محققساخته دیمتل (مبتنی بر ۱۲ مضمون نهایی) پاسخ دادند. روایی و پایایی ابزارها و یافتهها در هر دو بخش با راهبردهای متناسبی چون بررسی همکار، روایی محتوا و پایایی گروهی تأیید شد. دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون (براون و کلارک) و دادههای کمی با تکنیک دیمتل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای کیفی منجر به شناسایی 232 مضمون پایه، ۲۵ مضمون سازماندهنده و ۱۲ مضمون فراگیر شد. نتایج تحلیل ساختاری نشان داد که عواملی چون «توانمندسازی فناورانه و دانشی» و «فقدان زیرساخت و راهبرد کلان» نقش علّی (تأثیرگذار) اصلی را ایفا میکنند، در حالی که عواملی مانند «زیرساخت نهادی و تنظیمگری» و «بلوغ تدریجی پذیرش فناورانه» دارای نقش معلولی (تأثیرپذیر) هستند. همچنین، «ارزشآفرینی فناورانه و اقتصادی» به همراه «تنگناهای سیاستی» و «فقدان زیرساخت»، بیشترین تعاملات سیستمی را در شبکه روابط نشان دادند. این نتایج بیانگر آن است که ورود موفق بلاکچین به فوتبال ایران، یک فرآیند خودکار یا صرفاً فنی نیست، بلکه یک تحول راهبردی است که نیازمند تمرکز بر عوامل ریشهای و محرکهای اصلی سیستم است.
رامیار مسجدی؛ محسن بهنام؛ رقیه سرلاب
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر چابکی یادگیری بر عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی شرکتهای تولیدکننده کالاهای ورزشی و نیز آزمون نقش تعدیلگر بازارگرایی پایدار در این روابط بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری دادهها، توصیفی–پیمایشی و بهصورت مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران، سرپرستان و کارشناسان شاغل در ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر چابکی یادگیری بر عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی شرکتهای تولیدکننده کالاهای ورزشی و نیز آزمون نقش تعدیلگر بازارگرایی پایدار در این روابط بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری دادهها، توصیفی–پیمایشی و بهصورت مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران، سرپرستان و کارشناسان شاغل در بخشهای مدیریتی و بازاریابی شرکتهای تولیدکننده کالاهای ورزشی ایران بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جوامع نامحدود برآورد گردید. دادهها با روش نمونهگیری در دسترس و از طریق پرسشنامههای استاندارد گردآوری شد و پس از حذف موارد ناقص، 391 پرسشنامه برای تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفت. روایی و پایایی ابزار با شاخصهای آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، AVE و HTMT ارزیابی و تأیید شد. برای آزمون فرضیهها از مدلسازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی در نرمافزار SmartPLS3 و بوتاسترپ 5000 تکرار استفاده گردید. نتایج نشان داد چابکی یادگیری بر عملکرد مالی و عملکرد اجتماعی اثر مثبت و معنادار دارد. همچنین بازارگرایی پایدار رابطه چابکی یادگیری و عملکرد اجتماعی را بهطور معناداری تعدیل کرد، اما نقش تعدیلی آن برای عملکرد مالی تأیید نشد. بر این اساس، تقویت سازوکارهای یادگیری سریع و همراستاسازی آن با جهتگیریهای پایدار میتواند به ارتقای همزمان نتایج اقتصادی و اجتماعی در صنعت کالاهای ورزشی کمک کند.
محمد سلطان حسینی؛ زهرا برقعیان؛ مهران حق پرست
چکیده
این پژوهش به استخراج مضامین توسعه فرهنگ برند در سازمان ورزشی پرداخته است. روش تحقیق کیفی و جامعه آماری شامل اساتید دانشگاه، مدیران و متخصصین بازاریابی ورزشی در شهر اصفهان بود. مصاحبه تا اشباع نظری اطلاعات ادامه یافت و در مجموع 10 مصاحبه انجام شد و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل دادهها به کار گرفته شد.در این مطالعه، برای ارزیابی روایی ...
بیشتر
این پژوهش به استخراج مضامین توسعه فرهنگ برند در سازمان ورزشی پرداخته است. روش تحقیق کیفی و جامعه آماری شامل اساتید دانشگاه، مدیران و متخصصین بازاریابی ورزشی در شهر اصفهان بود. مصاحبه تا اشباع نظری اطلاعات ادامه یافت و در مجموع 10 مصاحبه انجام شد و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل دادهها به کار گرفته شد.در این مطالعه، برای ارزیابی روایی و پایایی پژوهش، رویکرد کدگذاری کرسول و پوث و از روش پیشنهادی رائو و پری استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مضامین اصلی شامل "تعیین ارزشها و ویژگیهای منحصر به فرد مدیریتی"، "مدیریت ارتباط و تعامل با مشتری"، "مشارکت کارکنان در توسعه فرهنگ برند"، "ایجاد محتوای جذاب با کیفیت"، "سازگاری و انعطافپذیری توسعه الکترونیکی"، "خلق تجربهای منحصربهفرد" و "ارزیابی و تطبیق" میباشد. این مضامین میتوانند به مدیران و کارشناسان سازمانهای ورزشی در طراحی و اجرای استراتژیهای موثر برندسازی کمک کنند و زمینهساز موفقیت و ماندگاری آن ها در بازار رقابتی باشد.نتیجهگیری کلی این پژوهش نشان میدهد که فرهنگ برند در سازمانهای ورزشی نهتنها برای جذب و حفظ مشتریان بلکه برای تقویت روحیه و انگیزه کارکنان و حفظ استعدادها نیز اهمیتی حیاتی دارد.توانمندی سازمانها در ایجاد و تثبیت این فرهنگ، با تمرکز بر مضامین کلیدی شناساییشده، میتواند به بهبود عملکرد برند و نیز تأثیر مثبت بر سایر جنبههای سازمان مانند جذب استعدادهای جدید و رشد بازار بینجامد. این تحقیق بر ضرورت ارزیابی و تطبیق مداوم استراتژیهای فرهنگی برند تأکید دارد.